1. بالاخره پس از یک سال وقفه در انتشار فصلنامه راوی، شماره جدید آن با پیگیری های فراوان دوست عزیزم جناب زارعی منتشر شد.
2. واقعیت آن که در این یک سال مسایل متفاوتی دست در دست هم داده بودند و مشکلاتی بوجود آوردند که نتیجه اش این تاخیر یک ساله بود. از بدقولی ها و همراهی نکردن ها گرفته تا مشکلات همیشه حاضر مالی.
3. این شماره راوی اما پرونده ای پر و پیمان از آب درآمد برای حضور کازرونی ها در سوسنگرد و نقش آفرینی های آنان، ابتکارات و جانفشانی هایشان. لذا به همین دلیل کار به 4 بخش اعزام، محاصره، نانوایی و عملیاتها تقسیم شد و از بیش از 20 رزمنده خاطراتی اخذ شد و نتیجه اش شد شماره ششم راوی. دعا بفرمایید قسمت های دیگر برنامه هایمان در ارتباط با حضور کازرونیان در سوسنگرد، تا سال دیگر همین موقع به سرانجام برسد.
4. در راه انتشار این شماره، بی شک همکاری همراه عزیزمان، حاج کاظم پدیدار راه گشا بود. لازم است دعا کنیم خداوند هرکسی که در آن سالها مجاهدت کرده است و حماسه ای آفریده است هر چند اندک باشد را انگیزه ای مثل انگیزه ی حاج کاظم عزیز ببخشد تا اوضاع فرهنگ و هنر پایداری شهرمان، که چند صباحی است در حال احیا به سر می برد و رو به بهبودی است جانی دوباره بگیرد و همگی بتوانیم ادای دینی کنیم به این فرهنگ روح افزا و امیدآفرین.
5. ان شاءالله شماره آینده راوی در ایام راهیان نور، منتشر خواهد شد و ما امیدوار که بتوانیم رسالت خودمان را انجام دهیم.
6. نکته آخر آنکه، شماره آینده راوی، آخرین فصلنامه از سری اول انتشار آن است. اندک ملاحظاتی در نحوه اجرا و نوع کارکرد مولود عزیز و جریان سازِمان، ما را بر آن داشت تا مدتی را به مرور مسیر گذشته بپردازیم و آینده را به طی طریقی استوارتر و محکم تر.
باقی بقای نگاهتان
التماس دعا

هربار که در مراسمی می بینیشان شاید پیش خودت احساس کنی که ای بابا، این ها را آورده اند تا دوباره گزارش کاری بگیرند و خلاص. خودت را که جایشان می گذاری احساس نفرت و بد دلی تمام وجودت را می گیرد ولی این تازه اول راه گمراهیت هست.
نمی دانم در شهر خودمان اصلا جانباز قطع نخاعی داریم یا نه ؟ واقعا من با این همه ادعا نمی دانم ولی این را خوب می دانم که طاقت یک لحظه محتاج دیگران بودن را ندارم. می دانم که آدم متوقعی هستم و اگر اندک کاری برای کسی کنم لااقل در دلم از او توقع فراوانی دارم هر چند که بر زبان نیاورم.
این فکرها را وقتی بلند بلند برای خودم و شمای خواننده این سطور می نویسم که مبهوت یک مکالمه ام . مکالمه ای میان یک جانباز قطع نخاعی از ناحیه گردن با رهبر عزیز تر از جانم. بخوانید:
" رهبر انقلاب به هر جانبازی میرسیدند اول كارتش را نگاه میكردند تا به نام با او صحبت كنند. بعضیها نداشتند به هر دلیلی. به یكیشان گفت: كو كارتت؟ و جانباز جواب داد: سرباز احتیاج به نام و نشان نداره. سرباز را به اسم فرمانده میشناسن. و با دست خود رهبر را نشان میداد. "
کم آورده ام واقعا. شما اگر دم دست چیزی دارید بیایید و لطفا فک بر زمین مانده ام را جمع کنید.
خیلی معرفت می خواهد که بعد از این همه سال سختی و مرارتی که برای همچو منی حتی قابل تصور هم نیست این چنین امام شناسی ات قوی باشد. آن روزها اینان استادان کلاس عشق و ایثار و جان بر کفی بودند و امروز استاد کلاس معرفت و بصیرت.
و من و تو چه میدانیم كه جانباز قطع نخاع گردنی یعنی چه؟!
+ اواخر ماه مبارک رمضان بود که به دعوت امام جمعه محترم شهرستان، جلسه جامعه روحانیت کازرون در محل دفتر ایشان و به میزبانی شان با صرف افطار همراه بود. پس از برنامه افطار بود که حضرت آیت الله بنیادی امام جمعه سابق شهرستانمان در جلسه حاضر شدند و البته پوسترهایی به همراه داشتند. به رسم کسوت و بزرگی و با تواضع شایسته حاج آقا خرسند، آیت الله بنیادی آغازگر جلسه بود. اشان خبر از مسافرت به قم دادند و مشاهده پوستری در این سفر که تصویر گنبد و بارگاه ائمه مدفون بقیع را بر خود جای داده بود. تصویری که به بیان ایشان توسط خود وهابیت ملحد اخذ و اکنون یندی بر انحراف و جنایات آنان بود. ایشان به هر کدام از ائمه جماعات یک و یا دو پوستر دادند تا در مساجد به نحو شایسته ای نصب گردد.
جلسه ی خوبی بود و برای من درسی از احترام و تواضع داشت و درس دیگری از غیرت و تعصب بر مذهب. خداوند همه خادمان فرهنگ اسلامی را حفظ و عزت عنایت فرماید.
++ روایتی است که متن کاملش را دقیق به یادم نیست لکن درباره سه دسته ای است که خداوند آن ها را مورد تمسخر قرار می دهد. یکی از آن دسته ها افرادی هستند که درصددند افرادی را خوار و ذلیل و در انظار مردم کوچک کنند در حالی خداوند کمر به عزیز نمودن آنان بسته است. این روزها اخبار از عزیز شدن تعدادی از این افراد است. امیدوارم این ضمیر مرجع خود را به خوبی پیدا کند.
+++ ایام، ایام دفاع مقدس است. مدتی است که توفیق خدمتگزاری امامزادگان عشق 1 شهرستانمان را خداوند کمتر به ما عطا می کند. به جایش این روزها تا بخواهید در وصف مقام شهدا از آنان که در جهت گرامیداشت یاد و خاطره ی این بزرگمردان شهرمان گامی برنداشته و نمی دارند خواهید شنید و خواهند نوشت. البته این رسم زمانه است وظیفه برخی شعاردادن درباره زنده نگه داشتن یاد شهداست و برخی دیگر عمل کردن. جالب این جاست که آن که عمل می کند بی پشتوانه است و آن که حرف میزند منبع اعتبار و هزینه. ان شاءالله ما از دسته دوم نباشیم.
++++ روزی با جمعی از رزمندگان به بهانه ای نشسته بودیم و از خان شیرین خاطراتشان استفاده می کردیم. یادم می آید بحث به نگرانی ها و درد دل ها رسید. یکی از آن بزرگواران ماجرایی را تعریف کرد که هم بی ارتباط با بند قبل نیست و هم گفتنش خالی از لطف. می گفت روزی دوستان رزمنده ی کازرونی به جلسه ای دعوت می شوند و مسوولی – احتمالا عالی مقام – به جمع شان می آید و در وصف مقام شهید و وظایف رزمندگان پس از جنگ داد سخن داده و از آن ها می خواسته مواظب باشند که پا روی خون شهدا نگذارندو خلاصه مطلب به اصطلاح زیره به کرمان می برده است. عزیزمان می گفت : این مسوول در ایام ماضیه – که همان ایام جهاد و شهادت بوده که ایشان در ارتباط با شهدایش به ایراد سخن مشغول بوده اند – ایشان در مسیر جبهه حتی به بلکتک هم نرسیده بوده است و حالا می خواهد در رابطه با وظایف ما نسبت به شهدا درسمان دهد. 2 این را گفتم که دقیق نکته بالا جا بیفتد که فرق حرف و عمل چه اندازه است.
+++++حدود سه ماهی از رونمایی " باران و بوران " دوست داشتنی می گذرد و تازه دارد جای خود را باز می کند. دوست داشتیم در این ایام جشن رونمایی دومین کتابمان را در حوزه ادبیات پایداری کازرون رونمایی می کردیم ، لکن به دلایلی تا کنون موفق نشده ایم. ان شاءالله آن شهید سعید از سر کم کاری احتمالی ما بگذرد و توفیق خدمتگزاری اش را به ما عطا کند.
++++++ دعا بفرمایید تا هم بتوانیم وظایفمان را به درستی تشخیص دهیم و به تمامه به سرانجام رسانیم و هم به مریضان شفا عنایت شود.
پا نوشت:
1." شهدا امامزادگان عشقند " : مقام معظم رهبری (مدظله)
2. البته فی حد نفسه توصیه های ایشان خوب بوده است و سخنی به گزاف نگفته اند لکن این عزیز رزمنده این حرف ها را از باب " انظر الی من قال " بیان می نمودند و نه " انظر الی ما قال "!!

صحنه ی تاریخ مالامال است از نقش آفرینی افرادی که موجب تغییر تاریخ گردیده اند و حال آن چه از آنان باقی مانده نیک و یا زشت نامی است که تاریخ آن را ثبت نموده است و آیندگان را به قضاوت فرا می خواند .
اما چه جان کاه است زمانی که تاریخ را فاتحان ظاهری بنویسند و از جنایاتشان سندی راکه مقبول ملاکهاي به ظاهر علمی مدعیان انکار بیفتد به یادگار نگذارند و دردناک تر آن است که بخواهی غم عالم را بر سینه ات حمل نمایی و مجبور باشی پیروان آن خائنین را تحمل کنی و دم از دوستی و وحدت زده، مجبور باشی از عشقت که چون جان شیرینت است هزینه کنی تا او شاید کمی از عقلش برای خودش خرج کند .
این روزها اوقات بیش از همیشه بر قلب های داغدار سنگینی می کند و دلسوختگان را به یادآوری دردناک ترین صحنه های روزگار دعوت می کند و در این اندیشه فرو می برد که تا کی باید جورکش اشتباهات فردی غافلان و معاندان و حسودان باشند و به سبب عمل آنان از دریای مواج یکدلی و یکرنگی و اقیانوس بی انتهای علم و معرفت محروم بمانند. نمی دانم ، شاید این جبر تاریخ باشد که در بزنگاه های روزگار ، پست ترین آدمیان سکان داری تاریخ را در دست می گیرند و .....
ايام، ایام شهادت بزرگ بانوی اسلام ، حضرت زهرای مرضیه « س » است ، او که برای بازگرداندن تاریخ به مسیر اصلی خویش از جان مایه گذاشت و چه بی رحم این تاریخ که در زمان مقرر سخت بود وانعطاف نداشت و همه را فدای بی خردی و شهوت رانی یک نفر کرد و شاید هم چه بی رحم مردم بودند که « اکثرهم لا یعقلون »
چندی است خبر دار شده ام از دوستان که عکس مربوط به مراسم عمامه گذاری مدرسه معصومیه قم که در عید غدیر خم سال 1388 با حضور حضرت آیت الله مصباح یزدی (مدظله) برگزار شده بود از سوی خبرگزاری فارس به عنوان یکی از عکس های سال 1389 انتخاب شده است. ای کاش از مراسمی که در محضر حضرت جان، قائدنا الاعظم سید علی خامنه ای(حفظه الله) عزیز بودیم که البته در سال 1389 بود عکسی داشتم.
در هر حال این شما و این هم عکس سال:
پ.ن(1): سال نو مبارک
پ.ن(2): امیدوارم در سال جهاد اقتصادی جهاد معنویتان هم پر رونق باشد
پ.ن(3):از این مراسم عکس های ریباتر و دوست داشتنی تر هم بود؛ بگذریم
پ.ن(4): اندک مدتی دیگر با مطلبی در ارتباط با موضوعی فرهنگی که همین چند مدت پیش بسیار حاشیه ساز شده بود به روز خواهم شد.
تا بعد خدا نگهدار
امروز نهم ربيع الاول است . روزي كه در فرهنگ ما شيعيان به نام هاي « عيدالزهرا » و « عمر كشان » هم معروف است. شيعيان در اين روز به لعن و نفرين خلفا مي پردازند كه البته از فراگيري آن آن طور كه در ساليان قبل رايج بوده و حتي در شهري چون كازرون نيز به صورت مفصلي برقرار بوده است كاسته شده و اين هم به مدد افكار روشنفكرانه و بصيرت بالاي مراجع و علماي شيعه بالاخص مرحوم آيت الله بروجردي ، امام خميني ( ره ) و مقام معظم رهبري ( مد ظله ) بوده است . دليل نام گذاري اين روز را اين نقل مي كنند كه عمر بن خطاب در اين روز به دست يك ايراني كشته شد و از آن جا كه آن را « روز رفع قلم » به معناي حساب نشدن گناهان مي پندارند در برخي مواقع افراط كاري هايي به وجود مي آيد كه زبان قاصر و شرمگين از بيان آن است. البته در رد هر دو مورد مذكور – كشته شدن عمر و رفع قلم – كه هيچ شكي نيست چرا كه در اولي برخي اين روز را روز مرگ يا كشته شدن عمر بن سعد مي دانند و دلايلي نيز در اين باره ارايه مي دهند و در دومي هم البته شكي نيست كه با مكلف شدن انسان وضع قلم است و رفع قلم با اوصاف حضرت حق سازگاري ندارد .
اما آنچه به واقع در اين روز مغفول است مناسبت مهم ديگري است كه البته در مقابل اين رسم ديرينه از شهرت كمتري در اين روز برخوردار است آغازين روز ولايت سراسر سرور موعودي است كه جهانيان چشم به راه عدالتش هستند و ظالمان هم بيمناك از ظهورش . به واقع مناسبتي بسيار مهم كم اهميت جلوه داده ميشود و حتي اصلا نمودي خارجي ندارد و ديگري كه سببي چند باره در اختلاف افكني ميان مسلمين است بزرگ و اصيل تشخيص داده مي شود . بي شك اين مهم بي دليل نبوده و كاسه اي زير نيم كاسه است. مبارك داشتن اين روز در فرض انجام تبري و تولي ايرادي ندارد و ليكن بايد اين نكته را مد نظر داشت كه اين مباركي تبديل به شكست و ناميموني براي مسلمانان نشود . در هر حال با توجه به اين كه رهبر معظم انقلاب همواره بر حفظ هوشیاری مسلمین تاکید کرده اند خوب است ما نيز لبيك گويان به نداي مقتدايمان اين روز را مبارك داريم از براي آغاز امامت منجي عالم بشريت حضرت صاحب العصر و الزمان ، مهدي موعود ( عج )
رواق منظر چشم من آشيانه توست
كرم نما و فرود آي كه خانه خانه ي توست

1.شماره پنجم راوي هم يا اندك تاخيري در 48 صفحه منتشر شد. اميد كه مقبول حضرتش واقع شده باشد. راوي در اين شماره مقالات و مطالبي از 28 نويسنده در موضوعات مرتبط با فرهنگ و هنر پايداري منتشر كرده است.
2. شماره قبلی نشریه بازخورد فوق العاده و غیر منتظره ای داشت. از برخوردهای سطحی و کوچه بازاری برخی مسئولین و فعالین فرهنگی شهر گرفته تا دیده شدن فرهنگ پایداری کازرون در سطح کشور!

