بالاخره دیروز رفتیم و اخراحی ها را دیدیم . در کل به نظر جالب می آمد و آن ظرافت ها و زیبایی هایی را که در جبهه وجود داشته بود را نشان داده بود و دریا بودن آن را که همه نوع و قشر از مردم ایران در آن شرکت داشتند و البته این گونه نبوده که همه پدر و مادر ها هم با سلام و صلوات فرزندانشان را راهی جبهه ها کنند . سینما جو مناسبی داشت و فیلم نیز داشت تاثیرخود را می گذاشت . بی شک همان طور که خود ده نمکی هم در برنامه عبور شیشه ای قبول داشت ضعف عمده فیلم از کارگردانی آن بود و البته برای اولین کار فیلم بلند برای یک مستند ساز با نگاه های هنجار شکن قابل قبول بود و شایسته تقدیر . البته نکته ی مهم فیلم برای بینندگان خبر داشتن از شخصیت های خقیقی فیلم بوده که در جنگ معادل واقعی داشته اند که ده نمکی در همان برنامه مذکور به آن ها اشاره کرده بود و به واقع تاثیر گذاری را دو چندان می کرد. در هر حال بینندگان با صحنه های حنده دار فیلم خندیدند و با صحنه های غمناک و دردآور آن هم درد کشیدند و گریستند . ده نمکی این بار هم پیام خود را رسانید و مردم هم آن را گرفتند . ناراحتی من هم که در نوشته قبلی ام در این موضوع گفته بودم برطرف شد . حق یارتان
امروز دکتر احمدی نژاد پس از شیراز به کازرون آمد و در جمع مردم پرشور و انقلابی کازرون به صحبت پرداخت و کازرون را " از مهدهای پرورش ایران زمین و جایگاه عالمان و مجاهدان خواند " و در ادامه بر دیدگاه های سیاسی خود بر برتری اسلام و شکست ابر قدرت ها در پرونده ی هسته ای پافشاری نمود . او البته این بار هم چون همیشه و همه سفرهای استانی اش با دستانی پر برای مردم کازرون آمده بود و به آنان وعده ی "اختصاص بودجه 80 میلیارد تومانی از منابع و تسهیلات ارزان قیمت برای بنگاه های اقتصادی زودبازده در شهرستان کازرون داد و گفت: در جلسه استانی هیات دولت سه منطقه نمونه گردشگری، مطالعه واحداث شهرک صنعتی برای جوانان کازرون ، طراحی و آغاز عملیات سد نرگسی، اختصاص بودجه برای بهسازی راه ها، تکمیل، توسعه و ارتقا سطح دانشگاه ها و ساخت دو سالن ورزشی مجهز مخصوص دختران و پسران در شهرستان کازرون به تصویب خواهد رسید. " البته قبل از آن هم حضرت آیت الله بنیادی امام جمعه محترم شهرستان و دکتر محمد صادقی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی کازرون به بیان مشکلات شهرستان پرداخته بودند و درخواست های خود را از هیات دولت مطرح کرده بودند که مشروح صحبت های ایشان را در اینجا و اینجا می توانید ببینید . البته درخواست های مسوولین شهر از هیات دولت بسیار بیشتر از این بود که مواردی چون " ارتقاء دانشگاه پیام نور و مرکز آموزش عالی شهرستان " قبلا تا حدودی انجام گردیده بود و برخی چون " پالایشگاه نفت در خشت و دانشگاه علمی کاربردی و ... " هم مسکوت ماند . همه ی این ماجراها و سفر ایشان به کازرون برای فعالین ستاد انتخاباتی ایشان عمل به وعده ای بود که در مکالمه تلفنی خودشان با این عزیزان در همان موقع به آنان داده بودند و ایشان با سفر به شهرستان به همراه هیات دولت آن رابه انجام رسانیدند . خوب است ما هم این تلاش را ارج نهاده و ایشان را در راه خدمت به مردم کشور یاری رسانیم .
تا بعد
نمی دانم روز جمعه به وبلاگم سر زده اید یا نه ولی اگر نیامده اید باید بگویم که در یادداشت آن روز این گونه نوشته بودم " احساس و البته باور من بر این است که در زندگی روزانه مردم شیعه ایران یک سری مسایل هست که شوخی نمودن و یا حتی بی احترامی به آنها برای فرد خاطی هزینه های بسیار زیادی را در بر خواهد داشت و حتی ممکن است به جایی برسد که ناراحتی پشیمانی هم هیچ فایده ای نداشته باشد و نه از اندوه فرد خاطی بکاهد و نه حتی کسی این حالت او برایش مهم باشد .چیزهایی و یا کسانی که اداره بسیاری از امور زندگی مردم ایران و در مقیاس کوچکتر حتی شهرستان خودمان به آن بستگی دارد و اهانت به آن ها نوعی اهانت به شعور مردم می باشد . " آنانی که در جریان علت نگارش این سطور بودند به خوبی می دانستند که چرا نوشته شده اند و شما هم الآن خواهید فهمید . علت آن " اهانت هفته نامه بیشاپور به مراجع تقلید " بود . در هنگام نگارش این سطور احساسی دوگانه داشتم ، آمیزه ایاز ناراحتی و امید . در صحت اصل خبر تردیدی نداشتم لکن چون متن آن را هنوز ندیده بودم امید آن را داشتم که بتوان نوعی آن را حل نمود و لکن این خیال بسیار خام بود و کم عمر . اصلا برایم قابل باور نبود که در شهری که مردمش خود را و گذشته خود را در احوال صحابی باوفای پیامبر و امین مولایمان علی " ع "، سلمان فارسی می جویند و با افتخار از " شیخ ابواسحق " و مریدان جهانی اش می گویند و سند مقاومتشان را در میان 11 شهر حکومت نظامی رژیم دژخیم پهلوی می دانند و 1100 شهیدی که در این راه فدای آرمانهایشان کرده اند که همه و همه نشان از تدین بالای آنان دارد و اعتقاد راستینشان چرا باید این اتفاق بیفتد که به استوانه ها و مراجع دین خدا اهانت نموده آن هم نه به یک نفر بلکه به چندین نفر . به راستی چرا این فاجعه رخ داده و با چه انگیزه ای به وقوع پیوسته است ؟ احساس و باور تعقل شده ام الآن جز افسوس و حقارت از برای آنان چیزی بیش نیست . بیشاپور – که به خاطر وجود افرادی معلوم الحال در جمع نویسندگانش که گذشته ای تاریک دارند و پدران ما به خوبی آنان را می شناسند و چشم امید به عدم تحقق پیش بینی های شان داشتند - به واقع کلمه ، غرور دینی ما را خدشه دار نمود و خود را تحقیر کرد . در این باره چند نکته مبهم است که به نظر روشن شدن آن ها خالی از فایده نخواهد بود :
۱. به راستی دست اندرکاران بیشاپور که رسالت نشریات محلی را فریاد می زدند و کار دیگران را به سبب توجه به مسایلی ورای شهرستان مذموم می پنداشتند از روی چه هدفی به این کار اقدام نمودند ؟
۲. طبق روال جاری مطبوعات مسوولیت این گونه اشتباهات هم با مدیرمسوول است و هم با سردبیر و هم با نویسنده . سوال این جاست که آیا این دو عزیز – مدیرمسوول و سردبیر – این مطلب را خوانده اند و اجازه چاپ داده اند و یا آن که نخوانده اجازه داده اند که در هر 2 صورت باید پاسخ گو باشند که به هر حال مقصرند .
۳. این هفته نامه نگاران آیا نمی دانستند که جامعه شهری کازرون را در حد بسیاری مقلدین آیت الله العظمی مکارم شیرازی و فاضل لنکرانی " ایدهما الله " تشکیل می دهند و مردم شهر کازرون هم در انتخابات ریاست جمهوری به رییس جمهور محبوبمان رای داده اند و انتخاب اول خود نموده اند , آن ها که برای این مردم مطلب تهیه می نمایند آیا نیازهای دینیشان و سیاسیشان را این گونه تامین نموده اند ؟ اهانت به مرجع این مردم اهانت به شعور و آگاهی آنان نیست که این گونه در اینجا و اینجا و اینجا بی محابا به ایشان اهانت و کلام ایشان را تحریف - که درستی ادعای من را می توانید در اینجا ببینید - نموده اند ؟
همه می دانند که مردم کازرون بار ها و بارها در موارد مشابه وظیفه خود را انجام داده اند و این بار هم انجام خواهند داد . در انتها یادآوری یک نکته ضروری است که مجازات این گونه از تخلفات طبق قانون مطبوعات تعطیلی نشریات است و لذا حال نوبت مسوولین است که نشان دهند در انجام وظایفشان تا چه اندازه مصمم و قاطع می باشند .
ان شاء الله خداوند هیچ گاه ما را به خودمان وامگذارد
احساس و البته باور من بر این است که در زندگی روزانه مردم شیعه ایران یک سری مسایل هست که شوخی نمودن و یا حتی بی احترامی به آنها برای فرد خاطی هزینه های بسیار زیادی را در بر خواهد داشت و حتی ممکن است به جایی برسد که ناراحتی پشیمانی هم هیچ فایده ای نداشته باشد و نه از اندوه فرد خاطی بکاهد و نه حتی کسی این حالت او برایش مهم باشد .چیزهایی و یا کسانی که اداره بسیاری از امور زندگی مردم ایران و در مقیاس کوچکتر حتی شهرستان خودمان به آن بستگی دارد و اهانت به آن ها نوعی اهانت به شعور مردم می باشد . حتما می خواهید بدانید که ماجرا چیست ولی برای این امر باید کمی – حالا چند روز بشه نمی دونم – صبر کنید . ولی وای به حال این خاطیان . امیدوارم که حضرت حق هیچ وقت ما رو به خودمان وامگذارد .
1. خیلی دلم می واهد بدانم با این ماجرایی که پیش آمده هنوز هم کسی هست که به این شعارهای پوچ و توخالی باور داشته باشه یا نه ؟ واقعا برای این امر چه دلیلی داره . اگر مرادشون این مدل از حقوق بشره که بفرما نوش جانتان ولی ممکنه بگن که ما کاری نداریم که این تئوری ها عملی میشه یا نه ما با این تفکر موافقیم و اونو صلاح می دانیم که د این صورت اونا رو به مطالعه نقدهای ریشه کن کننده شهید مطهری در چندین جلد ازکتاباش و یا همین کتاب فلسفه غرب از دیدگاه شهید مطهری چاپ انتشارات معارف دعوت می کنم تا بهتر متوجه پوچیاوناحتی در مرحله تئوری هم بشوند . در هر حال چه رقت انگیزند آدمایی که هنوز به اینا دل خوش کردند و آرزوی این جوری شو دارند . اینجا را بخوانید تا کمی بیشتر درک کنید این ماجرا را .
2. آقا من یه سوال دارم . چرا بعضی ها این قدر پر رو هستند تا جایی که حاضرند انگشت بکنند تو چشم آدم و بگن کوری . باور ندارید اینجا رو مشاهده کنید .
3. خوشم میاد که بالاخره متوجه اشتباهاتشون شدند و دیدند که نمی توانند واقعیت رو انکار کنند . آخه آدم تا کی باید خودش رو مضحکه ی دیگرون کنه . باور ندارید اینجا و اینجا رو نگاه کنید.
4. چند تا موضوع جالب هم هست که بد نیست یه نگاهی به اونا بیندازید . کارش چند تا کلیک روی اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا است .
تا بعد حق نگهدارتون
نمیدونم یادتون هست یا نه ولی تقریبا یه سال پیش همین وقتا بود که نیروی انتظامی خبر داد که گشت های ارشادش رو راه انداخته و از این به بعد با پدیده ی بد حجابی به صورت امر به معروف و نهی از منکر مقابله می کنه . بعد از یه مدتی هم خبر اومد که قصد دارند به بدحجاب ها کارت زرد و قرمز بدن و لابد هر که قرمز گرفت جریمه میشه . اون موقع که اوایل کار دولت هم بود سر و صدای عجیبی بابت این طرح راه افتاد که دولت هم مجبور شد اونو تا اندازه ای مسکوت بذاره و ادامه نده . اکثریت مقابله هایی که با این طرح میشد با این استدلال بود که نباید سخت گیری نمود و یا این که نوع لباس پوشیدن از مصادیق حریم خصوصیه و یا این که همه ی اینا هر جور هم که لباس بپوشند بالاخره مسلمانند و با مسلمان هم باید از جلوه رحمانی دین برخورد نمود و این قبیل برخوردهای خشک و خشن جواب که نمی ده هیچ مساله رو تشدید هم می کنه و لذا بعد از این همه مقدمه چینی به این نتیجه روشنفکرانه و البته صحیح در مقام و جایگاه خود میرسیدند که " باید کار فرهنگی و زیر بنایی بشه !!!! " . نکته جالب در این ماجرا اینه که این قبیل ظواهری که از آنها به " بدحجابی " تعبیر میشه طبق احکام صریح اسلامی منکر و شایسته امر به معروف به تمامی مراتبش است و طبق قانون هم بدحجابی جرم و زندان در پی دارد و لکن با وجود این همه فریادهای گوش فلک کر کن سیاستمداران در این چند ساله پیرامون اهمیت رعایت قانون در همه جوانب این امر عملکرد منفعلانه آنان و یا سنگ اندازی های پیاده نظام رسانه ایشان به گونه ای که گویا این اصل جزء قانون کشورمان نمی باشد ، قابل توجه به نظر می آید . در هر حال اگر از باب آزادی هم وارد شویم با اندک تاملی روشن است که عده ای از این مردم که احتمالا حقی به عنوان حضور در اجتماع دارند با حضور این عده تا حد زیادی آزادیشان محدود می شود لزوم برخورد با این قشر از ناهگونی های فرهنگ اسلامی بدیهی به نظرمی آید . در هر حال مثل این که این بار نیروی انتظامی با عزمی راسخ و با پشتوانه درخواست مردمی در صدد آن است که با این معضل فرهنگی برخوردی جدی نماید که می توانید در اینجا و اینجا ببینید و البته مقاله ای جالب نیز درباره همین موضوع در اینجا . به امید برخورد با این معضل فرهنگی .
-----------------------------------------------------
آقا این برنامه های اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی هم اعلام شده که می تونید اینجا ببینید .
۱. امروز اصلا حال به روز کردن نداشتم ولی خوب به چند دلیل که مهمترینش حداقل یادی از سردار دلاور اسلام " شهید صیاد شیرازی " بود نتونستم که نیام . در هر حال اگه می خواهید ایشان را بشناسید سری به اینجا یه سری بزنید .
۲. آقا مثل این که علما دست بکار شدند . اگه می خواهید جریان را بدانید به اینجا و اینجا مراجعه کنید . البته به علاوه ی لینکی که در 2 مطلب قبل داده بودم .
۳. التماس دعا
1. امروز روزنامه ها خبر ازدستور کار جدیدی در مجمع تشخیص مصلحت نظام دادند که طی آن قرار است راه کاری تدوین شود که طی آن از تغییرات مستمر و همیشگی و البته گسترده مدیران با تغییر دولت ها جلوگیری شود و از این ضایعه مدیریتی در کشور طی این سال ها جلوگیری به عمل آید که تحلیل روزنامه اعتماد را در این باره می توانید اینجا ببینید. طرح بسیار بسیار خوبی است ، چرا که با عملیاتی شدن این طرح هم امنیت شغلی در کشور افزایش می یابد و هم این که به راحتی می توان از وزش بادهای سهمگین و همراه کننده در اطراف انتخابات جلوگیری به عمل آورد و تلفات هم کمتر می شود . البته در این میان هیچ مهم نیست که اگر مدل مورد نظر طراحان ، مدل کشورهای غربی باشد که مسوولیت های کلان را از میان افراد خاصی انتخاب می نمایند و البته با تغییر دولت ها عده ای را نمی توان جا به جا نمود این اصل مهم دموکراسی و حق اجتماعی که همگان می توانند در صورت داشتن صلاحیت در نظام سیاسی – اجتماعی کشور رشد نمایند ، هم پایمال می شود . از همه این ها که بگذریم این طرح مرا به یاد اظهار نظر یکی از دوستان اصلاح طلب می اندازد که در بحث تعیین نرخ بنزین در بودجه سال 86 در مجلس فرمود که " بالاخره درباره بحث بنزین یک دولت باید قربانی شود و چه بهتر که آن دولت ، این دولت باشد !!!! " راست می گفت ، این دولت بهترین قربانی برای طرح های سیاستمداران است .
2. امروز متوجه دو اتفاق جالب در باره مطالبم شدم که عبارتند از :
الف – سایت 4 قل مدت زیادی نیست که راه افتاده و وظایفی را برای خودش تعریف نموده که می توانید در اینجا مطالعه نموده و در صورت علاقه عضو شوید . از این ها که بگذریم ۳ تا مطلب من به نام های " ۲ بار احمدی نژاد "و " آقایان لطفا اشتباه نکنید !!!! " و " اخراجی ها " را این سایت لینک نموه است که می توانید اینجا و اینجا و اینجا ببینید
ب – روز جمعه مطلبی نوشتم که مورد ناراحتی و انتقاد تعدادی از دوستان واقع شد . آن دسته از دوستان را به مشاهده اظهار نظر جامعه مدرسین( اینجا ) در این باره دعوت می کنم

یکی از پدیده های امسال هنر ایران این فیلم " اخراجی ها "ست که هنوز در خال رکوردشکنی است و رکوردهای تاریخ سینمای ایران را یکی پس از دیگری پشت سر می گذارد که خبرش را می توانید اینجا بخوانید. خودم هم 3 روزه می خواهم بروم و این فیلم را ببینم ولی بلیط پیدا نمی شود و سرمان تا الآن بی کلاه مانده است. به نظر من هنر اخراجی ها در این بوده که آن گوشه ای از جنگ را که مقدمه آن همه مناجات ها و سوز دل ها و ره صد ساله را یک شبه پیمودن ها بوده است را به شدت نورپردازی نموده و در حق خویش منعکس کرده است و این پارادوکس را که اگر این همه رزمنده نترس و بی باک و عارف داشتیم چرا جنگمان این همه طول کشید و یا این که اصلا امام آمده بود که چه بکند را حل نمده است . این ها که از همان ابتدا این گونه بوده اند . یادم نمی رود روزی در یکی از همین نشریات جناب ده نمکی خواندم که یکی از فرماندگلن جنگ را از چاقوی ضامن دار داخل جیبش شناخته اند . در هر حال به قول حاج آقا پناهیان جبهه خودش یک زندگی تمام بوده که هیچ کدام از رزمندگان نمی توانستند مدت زیادی از آن دل بکنند . اما آن چه کمی مرا به فکر فرو برده این است که نکند این تماشاچیان این فیلم را به عنوان کمدی ای تهی از واقعیت ببینند و آن چه را که باید درک نکنند . در هر حال موفق باشید .
امروز رهبر عزیز دیداری داشتند و در این روز مبارک و فرخنده که هم روز میلاد پیامبر ختمی مرتبت است و هم روز میلاد رییس مذهبمان خطاب به علمای دین ابراز داشتند که " منشور وحدت اسلامی " را تدوین نماند تا کسی نتواند حکم به تکفیر تعداد زیادی از مسلمانان بدون هیچ دلیلی کند که می توانید مشروح آن را اینجا ببینید . به واقع این امر هم چون سایر فرامین و آینده نگری های حضرت ایشان – مثل ارتش متحد اسلامی و یا سیستم دفاعی کشورهای خلیج فارس - نشان از بصیرت بالایشان دارد ولی امیدوارم در این راه تلاش و کوششی چشمگیر صورت پذیرد تا این مهم نیز به سرنوشت سایرین گرفتار نشود . البته در این راه آسیب هایی هم وجود دارد که از آن جمله می توان به اشتباه گرفتن " وحدت " با " خودباختگی " اشاره نمود؛ هیچ نکته ابهامی در این امر وجود ندارد که وحدت به معنای پای فشاری بر مشترکات است در عین حفظ باورها و مسایل مهمه ی مذهبی و به واقع اگر بر این فکر باشیم که وحدت به معنای هم کر شدن و متحد شدن در باورهاست و در این راه از اعتقاداتمان دست بکشیم و روی خوش نشان دهیم باید مطمئن باشیم که ب مرور مجبور به دست شستن از اصلی ترین باورهایمان خواهیم شد و لذا اصلا لزومی ندارد در هر کوی و برزنی اختلافاتمان را که در حق بودنشان هیچ شکی نیست کوچک و کم اهمیت نشان دهیم و بعد به اشتراکات اشاره نماییم که پر واضح است این کاری بیهوده است و نافرجام که نمونه ای از آن را می توانید اینجا ببینید . در هر حال به نظر بهتر است این رویه ای که در برخی جاها و توسط برخی از متولیان این امر تا انکار احادیث مسلم هم پیش رفته است بالاخره متوقف گردد ؛ چرا که برای نزدیکی این قدر مورد مورد تمسک داریم که هیچ نیازی به این قبیل موارد نداریم .
۱. بالاخره این نظامیان انگلیسی هم آزاد شدند ولی نکته جالب چگونگی آزاد شدن آن ها بود که باز هم پیش بینی ناپذیری احمدی نژاد را نشان میدهد. او که عادت دارد همه گان را در بهت تصمیماتش فرو برده و به ساختارشکنی مورد علاقه اش با شدت تمام ادامه دهد این بار هم یکی دیگر از شگردهایش را رو کرد و البته این مهم بسیار به موقع و جالب بود . این که طرف انگلیسی رسما درخواست مذاکره نده بود و لحن سخنش را تغییر داده بود می فهماند که کار انجام پذیرفته و آنان در این مجرا هم شکست را پذیرفته اند و این سیاست خارجی احمدی نژاد است که دوباره پیروز میدان است . این کار احمدی نژاد زمانی اهمیت و ارزش خود را دو برابر می کند که دلیل آن را میلاد حضرت ختمی مرتبت و رییس مذهبت شیعه اثنی عشری نام نهاد و بهت و حیرت جهانیان را برانگیخت که می توانید در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا خودتان مشاهده کنید . در هر صورت به قول دوست عزیز که در اینجا مطلب نوشته " احمدی نژاد رو عشق است "
۲. بالاخره پس از مدت ها انتظار احمدی نژاد قرار است دوشنبه به استان فارس بیاید و بی شک سفری هم به کازرون خواهد داشت و باز هم بی شک با دست پر خواهد آمد ولی نمی دانم مسوولین شهرستان در جلساتی که با هیات دولت داشته اند از آنان برای کازرون چه خواسته اند و چه چیزهایی مورد موافقت واقع شده ولی در هر حال امیدوار به نگرشی همه جانبه ام با این که چشم امیدواری به این ماجرا ندارم ولی ای کش ماجرای نامه سلمان فارسی مطرح و درخواست چندی پیش شهردار از جناب حداد عادل مبنی بر بخشش مالياتي مردم کازرون بار دیگر تکرار شود . به امید دیدار .
________________________________________
بر خلاف وعده ای که با هم کرده بودیم نتوانستم 2 روز گذشته را به روز باشم که دلیل آن مراجعت به قم و انجام کارهای عقب مانده منزل بوده است . در هر حال باید ببخشید و البته شاید بهتر بود مثل این آقااز ابتدا می گفتم " یادداشت های کم و بیش روزانه "
امروز 13 فروردین است که مردم آن را« 13 به در » می خوانند و تقویم ها روز طبیعت که البته این مهم نیز به خاطر عزیمت مردم در این روز به دامان طبیعت و استفاده از فضای دل نواز و هوای الهام بخش بهاری است . البته دلیل این امر را نحسی عدد 13 می دانند که شهید مطهری ( ره ) در اینجا طی مطلب بلندی به شدت با این امر مقابله و مخالفت نموده است و این خرافه را به شدت رد نموده است و در جایی هم 13 رجب را دلیل بر چه بسا مبارکی این عدد قرار داده و در هر حال چگونگی آن را زیر سوال برده است . من به این امر کاری ندارم ولی احساسم بر این است که امروزه عزیمت به دامان طبیعت در روز 13 فروردین را نه به خاطر آن که به دلیل زنده نگه داشتن رسوم ایرانیان انجام می دهند و بجز عده ی قلیلی دیگران علت این حرکت زیبایشان را مورد مذکور می دانند . ولی این نکته و خاطره هم خالی لز لطف نمی باشد که عزیزی تعریف می نمود : « حاج آقا مهاجر – که قدیمی ها می گویند حق بسیاری بر گردن مردم کازرون دارد - می گفت : هر آن چه را که برای خود شوم و بد بپنداری و بر آن معتقد باشی شوم و بد خواهد شد . » پس بیایید اگر این حرف را قبول دارید هر آن چه در توان داریم وقایع را خوب و بر صلاح خویش قبول کنیم و نگاهی نیک به وقایع داشته باشیم .
---------------------------------------------------------
نمی دانم شده که از جواب دادن به کسی خسته بشوید و ناراحت از برای تلف نمودن این همه انرژی ؟
من چند روزیه که این حال رو دارم . لطف کنید و برای من دعا کنید تا رها شوم . التماس دعا
این ماجرای سربازان انگلیسی هم مثل سایر عملکردهای دولت بسیار مورد مناقشه واقع شده و البته از هر دو جناح افرادی که قاعدتا باید صاحب نظر هم باشند در تایید و رد آن چه قلم فرسایی هایی که نمی کنند لکن به نظرم برای معلوم شدن این موضوع باید ماجرای مشابه در دولت گذشته را به یاد آورد و با عملکرد دولت جدید مقایسه نمود . در آن ماجرا هم تعدادی از سربازان انگلیسی به حریم آب ای ایران نفوذ کرده بودند و سعی در جاسوسی داشتند که این مهم از ابزاری که به همراه آنان بوده است معلوم است و البته آنان هم توسط نیروهای سپاه دستگیر شده بودند که البته مدتی قبل ماجرای آن تحت عنوان شکست هیمنه در سراسر کشور توزیع شد . این ماجرا در اواسط کارهای پرونده هسته ای کشورمان بود و بسیار می توانست کمک کند ولی مسوولان قبلی این شاه مهره تبلیغاتی را برای اعتمادسازی !!!!!؟؟؟؟؟ بسیار راحت و با رضایت و طیب خاطر طرفین آزاد نموده بودند ، بدون این که از این مستمسک شیرین استفاده ای دلنشین کنند ولی حالا این دولت این امر را که البته اتفاق کمی نیست را برای استفاده در فرایند پرونده هسته ای به خوبی و با روشی عاقلانه و البته با رویکرد اقتدار و حضور فعال در عرصه سیاست خارجی که بارها مورد تایید مقام معظم رهبری نیز واقع شده است تحت اختیار خود درآورده و به خوبی دارد از آن استفاده می کند . در هر حال به نظرم عملکرد این دولت بیشتر منطبق بر آرمان ها و رویکردهای صحیح و عزتمندانه است .
_________________________________
راستی امروز دومین جلسه برای اتحاد نظر و برطرف کردن سوء تفاهمات در میان 2 گروه و مجموعه فرهنگی شهرستان برگزار گردید . امیدوارم که این امر فقط در حد جلسه نماند . به امید دیدار
تو که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد


امروز سالروز شهادت بزرگمردي ديگر از تبار آفتاب و خاندان عصمت است . شهادت بزرگمردي كه جهانيان را پس از مرگش مفتخر به امامت يگانه فرزندش ، موعود اديان و خلاصه دوران ها نمود و ظالمان را بيمناك ظهور و دادخواهي او . او كه شيوه اي ديگر از سلوك معنوي و زندگي دنيوي را كه در اسارت بود به منصه ظهور نهاد و عسكري نام گرفت . اين روز رو بر همه محبين اهل بيت عصمت و طهارت تسليت مي گويم .
آجرك الله يا بقيه الله ( عج )
چندی پیش جناب تقی نژاددر مطلبی با عنوان « مشکلات کازرون 4» به مناسبت 1 سالگی بیشاپوربه ارایه ی سرفصل های یک نشریه محلی مناسب پرداخته بود و البته در آن به طور صریح و غیر صریح مواردی را که منطبق بر بیشاپور بود را بیان فرموده بودند . البته شهرستان ما با آن که وسعت چندانی ندارد ولی از تنوع مطبوعاتی جالبی برخوردار است که البته یکی از این مطبوعه های شهری ما « شهر سبز » است . بی گمان نمی توان از تاثیرات شهرسبز بر دیگر نشریات شهرستان چشم پوشی نمود که همان طور که ملاحظه می شود کمترین آن قطع و نحوه صفحه آرایی آن است. البته بر عملکرد آن انتقاداتی هم وارد است که از جمله ی آن ها می توان به عدم نگاه متناسب بومی به وجوه گوناگون کازرون و برخی وقفه ها در انتشار منظم نام برد که البته در مدتی که تیمی جوان و پیگیر امور آن را در دست داشتند تا حدودی در این رابطه بهتر شد . در هر حال خوشحالم که این خبر را به شما بدهم که تعداد هفته نامه های شهرستان دارد به 3 می رسد و شهر سبز هم دارد هفته نامه می شود . چند روز پیش در دفتر ماهنامه جلسه ای با حضور هیات تحریریه تشکیل شد و پس از بررسی عملکرد ۳ سال و نیم گذشته رویکرد های جدید و رسالت مطبوعاتی متناسب با آرمان ها و ارزش ها که تا حدودی در برخی نشریات مغفول بوده و جنبه های دیگر تسلط چشمگیری دارد مشخص شد و پس از تعیین هیات اجرایی جدید ، قرار بر این شد تا عده ای از دوستان به آماده سازی نشریه برای تبدیل به هفته نامه از قبیل ایجاد بانک مطالب و جذب نویسندگان جدید و راهکارهای گسترش دامنه خوانندگان شهر سبز ، بپردازند . شروع کار که خیلی خوب بوده و تا الان اهدافی که تعریف شده بوده برای چند کار اول به تحقق 100 درصدی رسیده و اگر این پیوستگی حفظ بشه امید هست که با هفته نامه ی قوی دیگری در شهرستان مواجه شویم و البته آن سرفصل ها هم در هفته نامه شهر سبز نمود ویژه ای داشته باشد. من که امیدوارم و مشتاق به دیدن آن روز آخه هر چی که نباشه برای ما شهر سبز یه چیز دیگه است . شما هم ، دعا کنید و منتظر باشید .
یا حق
ديروز و امروز مهمان عزيزي داشتيم و اون كسي نبود جز « دکتر ابراهیم فیاض » . از خيلي قبل در نظر داشتيم با ساير بچه هاي وبلاگ نويس همشهريمان براي ايجاد انس و الفت و همچنين انرژي گرفتن دوباره در راستاي اين حركت مدني ، در تعطيلات عيد كه همه چه خارج نشينان !!!!! و چه داخل نشينان در كازرون هستند يك ديد و بازديد نوروزي داشته باشيم و خيلي از دوستان كه حتي شايد همديگه رو يك بار هم نديده اند از نزديك با هم آشنا بشوند و از بركات اين آشنايي بهره مند بشوند . در اين فكر بودم كه اگر شد از ايشان دعوت كنم تا در جمع دوستان به سخنراني اي فرهنگي پيرامون اسلام و جهان ارتباطات داشته باشند . هماهنگي ها رو توسط برادرم هادي انجام داديم – با اين كه اولش بعضي به خاطر خام !!!!!!!! بودن اين كار ما رو دست دست كردند و آخرش هم هيچ - و قرار شد ايشان 3 روز قبل از مسافرتشان به كازرون ما رو خبر كنند .چند روز بعد با ايشان تماس گرفتيم و متوجه شديم در مسجد امام حسين (ع)در حال نماز خواندن هستند !!! سريع با اخوي رفتيم و ايشان رو ملاقات كرديم - حالا بماند كه دكتر اولش از خاطرات انجمن اسلامي و حزب جمهوري و بسيج و برخي از شهدا يه 15 دقيقه اي براي ما صحبت كرد – و قرار يه مصاحبه براي شهرسبز و سخنراني جلسه رو با ايشون گذاشتيم و به خاطر همين هم بود كه اين قدر عجله اي شد طوري كه این هم خراب شد . بعد از ظهر 5 فروردين آمدند و يه مصاحبه ي نيم ساعته اي كردند و رفتند براي نماز مغرب و عشا . امروز صبح هم آمدند و يه گفتگوي زيباي چند طرفه اي با حدود 15 نفر از دوستان وبلاگ نويس و ننويس كردند و همان طور كه ساده آمدند ساده هم رفتند .
نكته ي جالبي كه در صحبت هاي ايشان مشهود بود و مرا متعجب كرد احاطه ي عجيب ايشان بر مشكلات جامعه شهري كازرون اعم از سياسي ، آموزشي ، فرهنگي و اجتماعي بود و از آن جالب تر اين بود كه در وراي بيان يك مشكل به ارايه ي راه حل هاي آن هم مي پرداختند و اين گونه نبود كه فقط اشكالات را ديده باشند بلكه براي آنان هم فكر كرده بودند و البته با آن صراحت هميشگي شان بيان مي نمودند و به خاطر همين هم بود كه موضوع ۲ جلسه مسايل كازرون بود و ما مانديم و آن همه سوالات تخصصي . در هر حال اميدوارم شهر سبز – كه براي آن و مسايل پيرامون آن هم يك پست جداگانه كنار گذاشته ام - اين مهم را منتشر كند تا آن دسته از دوستان هم كه نتوانسته اند بيايند و ببينند ، از مباحث دكتر بهره مند شوند. جاي آنان كه خبر داشتند و آنان كه خبر نداشتند – به خاطر سر نزدن به وبلاگشان – خالي خالي بود . فعلا !!!
خبر جالبیه ! کار شهر سلمانه!!! بالاخره بعضی از دوستان وبلاگ نویس و شاید اکثر اونا تا حالا همدیگه رو از نزدیک ندیده اند . هم استفاده فکری - فرهنگی است از حضور صمیمی دکتر فیاض و هم دید و بازدید عید . حتما سر بزنید . من که برای دیدن همه تان لحظه شماری می کنم .
ديروز با يكي از دوستان درباره بحث برانگيزترين حادثه سال گذشته كازرون در ميان عوام مردم كه همون انتخابات دور سوم شوراهاي اسلامي شهر و روستا بود بحث مي كرديم و او از دو نفر از كانديداهاي ائتلاف مهربه شدت گلايه مي كرد كه چرا بايد اين ها به نتيجه انتخابات اعتراض مي كردند و امضايشان را كنار امضاي يكي از مسوولين سابق شهرستان كه ايشان ان قلت هاي شديدي بر منششان داشتند قرار بدهند و معتقد بود كه « من اگه در جايي منافع شخصي خودم با منافع جريان سياسي ام تصادم و تزاحم داشته باشه ، منفعت جمعي رو بر منفعت شخصي ارجحيت ميدم و از خير منافع خودم مي گذرم !!!!!! » از حرفش كمي تا اندكي ناراحت شدم ، آخه هم اين دو عزيز را مي شناختم و از مقاصد و چگونگي وارد شدنشون به عرصه ي انتخابات خبر داشتم و هم از ماجراي اعتراض به نتايج . بهش گفتم كه اولا بايد شما ثابت كنيد كه اين دو نفر براي منافع شخصي وارد صحنه شده اند و ثانيا مقاصد شخصيشون رو بر منافع جمعي ترجيح داده اند . گفتم كه بعد از بازشماري آرا و معلوم شدن اشتباه در شمارش آرا كه در يه صندوق تعداد راي هاي آقای چویلی كمتر شده بود و در يه صندوق 80 راي اضافه شده بود – حالا بماند كه راي خيلي ها پايين اومد و راي خيلي ها هم بالا رفت كه اصلا اعلام نشد ( حدود 15 نفر ) - عامه مردم به اساس و ريشه انتخابات در همه ي اين سال ها مشكوك شده بودند و همه نتايج اعلام شده رو اشتباه قلمداد مي كردند و آبروي 27 ساله نظام در خطر بود و اين ها با اين كار مي خواسته اند بگويند كه نه بابا ما خودمون هم به اين روند اعتراض داريم و حتي اعضاي هيات نظارت هم اعتراضيه اي تنظيم كردند كه البته يا دير رسيده بوده و يا ....
فكر مي كنم در بيان مسايل اينجوري بايد يه كمي جانب احتياط رو بيشتر رعايت كنيم و به اصطلاح ما طلبه ها « تقواي سياسي » داشته باشيم . نظر شما چيه ؟
چند روز پيش رييس جمهور مصاحبه اي جالب و خواندني داشتند با تلويزیون فرانسه كه مي توانيد اون رواینجابخونيد و در اين مصاحبه بيش از نيمي از گفتگوي طرفين به موضع رييس جمهور پيرامون « هولوكاست » بوده است.
اشتباه نكنيد ، من نمي خوام الان در رد و يا اثبات مواضع دكتر احمدي نژاد چيزي بگويم و يا درباره لحن مصاحبه گر انتقاداتي سخت وارد كنم بلكه مي خوام توجه شما رو به چند تا نكته توجه كنم . اول اين كه اين مصاحبه توسط تلويزيون كشوري انجام شده و مواضع رسمي اروپاييان و دادگاه هاي آنان را فرياد كشيده كه منادي آزادي بيان و مذهب و ... بوده است و البته 2 تن از بزرگترين منكرين هولوكاست ( روژه گارودي و فريدمن ) اهل اين كشور بوده و در دادگاه هاي همين كشور هم محاكمه و زنداني شده اند. دوم اين كه به واقع از سخنان اين خبرنگاران معلوم و مشهوده كه بدهكاري به قوم يهود – اصطلاحا- و صهيونيست ها – عملا – در باورهايشان ريشه دوانده و آن را از بديهيات مي دانند به نحوي كه در مقابل شخصيت دهي هاي مكرر رييس جمهور هيچ عكس العملي نشان نمي دهند و اين خود حاكي از برنامه اي دقيق و رويكردي حساب شده است و در آخر هم ياد آوري اين نكته رو خالي از لطف نمي دونم كه چندي پيش كه همه شما هم اونو به ياد داريد بوش پسر 3 كشور رو محور شرارت خواند و در جاي ديگر سخن از جنگ صليبي به ميان آورد . اين مهم را اگر در امتداد سخن هاي بوش پدر كه در آن از آرزوي خودش كه شركت در نبرد آرمگدون است ، قرار دهيم و گوشه چشمي هم به نمادهاي تراوش شده از انگشتان و بيان اين دو و البته ساير نومحافظه كاران آمريكايي داشته باشيم و به تاثير انكارناپذير آن كليساي كذايي و اسقف معروف مرتبط با اين گروه توجه نماييم و البته با عكس العمل برخي از فعالان سياسي كشور مثل اینجا كه در تقبيح ادبيات مذهبي رييس جمهور چه با عصبانيت سخن رانده اند مقايسه نماييم با اقبال اين عزيزان به رويكرد فلسفه سياسي « ليبرال دموكراسي » به چيزي خواهيم رسيد جز جمع اقبال و ادبار كه جمع نقيضين است و محال كه البته جز از عهده اين عزيزان از جانب فرد ديگري متوقع نيست .
_________________________________________
۱. راستي آقا 1 فروردين مشهد سخنراني خوبي داشتند اینجا و نكات كليدي اي رو بيان كردند كه اونايي كه بايد بفهمند ، فهميدند و حتي سانسور هم كردندكه مي تونيد اینجا ببينيد . اين رو هم گفتم تا برخي دوستان بي نصيب نمانند .
۲. امروز سالگرد رحلت نویسنده توانمند کازرونی مرحوم " مظلوم زاده " است . فکر می کنم اگر کسی از وضعیت جسمانی و فعالیت نوشتاری و تحقیقاتی ایشان با خبر باشد نمی تواند از کنار امروز به راحتی عبور کند . خدایش رحمت کند .
تا بعد یا حق
شده تا الان كاري رو شروع كنيد و در ادامه احساس كنيد كه اوني كه ميخواستيد نشد و بيشتر چيزي شده كه ديگرون مي پسندند ؟ حال منم الان يه چيزي تو همين مايه هاست . روزي كه وبلاگ « انديشه وب » رو راه انداختم خيلي آرمان ها داشتم كه قصد محقق كردن اونو توي وبلاگم داشتم ولي خوب وضعيت به نحوي شد كه مجبور شدم كه در مقابل خيلي از رخدادها به اصطلاح عاميانه سيب زميني بشم و از كنارش بي تفاوت رد بشم . تا حالا بهت دست داده در خيلي از مواقع برخي از حقايق رو جلوت قربوني كنند و تو هر چي بخواي فرياد بزني نتوني ؟ من تو اين مدت كمي تا اندكي اين طوري بودم و دليل مهمش هم نظرات خوانندگان و كمي هم اين اصطلاح شوم مصلحت طلبي كه اون عزيز جان از ما جوونا خواسته ازش دور باشيم و با آرمان خواهي از مسوولان بخواهيم ، بود . خوب ، از قديم گفتن ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است و دست بر قضا من هم درصدد شكار ماهي هستم اون هم از نوع بزرگش . قصد دارم اگه خدا توفيق بده و شما همراهي كنيد و مشكلي پيش نياد هر روز يه مطلب داشته باشم و اين امر بديهيه كه روندش با اين يكي فرق مي كنه . هم نوع نگارش مطالب و هم موضوعاتش و البته گستره مطالب كه كمي بيشتر مي شه يعني در برخي موارد در حد جريانات و رويدادهاي كشور . ميدونم كار سختيه ولي مي خوام كه انجامش بدم و شما هم دعا كنيد كه بتونم.
راستي ، من يه پيش دستي كردم و همه دوستان شناسنامه دار رو لينك كردم . اگه اون عزيزا هم لطف كن ممنون مي شم آخه « هل جزاء الاحسان الا الاحسان ؟ » تا بعد خداحافظ.