تبليغاتX
اشراق

ما نمي خواهيم در خارج از كشور وجاهت پيدا كنيم، ما مي خواهيم به امر خدا عمل كنيم و اما اشتباهي كه ما كرديم اين بود كه به طور انقلابي عمل نكرديم و مهلت داديم به اين قشرهاي فاسد، و دولت انقلابي و... هيچ يك از اينها عمل انقلابي نكردند و انقلابي نبودند.

اگر ما از اول كه رژيم فاسد را شكستيم و اين سد بسيار فاسد را خراب كرديم، به طور انقلابي عمل كرده بوديم، قلم تمام مطبوعات را شكسته بوديم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطيل كرده بوديم و روساي آنها را به محاكمه كشيده بوديم و حزب هاي فاسد را ممنوع اعلام كرده بوديم و روساي آنها را به سزاي خودشان رسانده بوديم و چوبه هاي دار را در ميدان هاي بزرگ برپا كرده بوديم و مفسدين و فاسدين را درو كرده بوديم، اين زحمت ها پيش نمي آمد

من از پيشگاه خداي متعال و از پيشگاه ملت عزيز عذر مي خواهم، خطاي خودمان را عذر مي خواهم. ما مردم انقلابي نبوديم، دولت ما انقلابي نيست، ارتش ما انقلابي نيست، ژاندارمري ما انقلابي نيست، شهرباني ما انقلابي نيست، پاسداران ما هم انقلابي نيستند، من هم انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم، اجازه نمي داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي كرديم. تمام جبهه ها را ممنوع اعلام مي كرديم، يك حزب و آن "حزب الله" حزب مستضعفين، و من توبه مي كنم از اين اشتباهي كه كردم و من اعلام مي كنم به اين قشرهاي فاسد در سرتاسر ايران كه اگر سر جاي خودشان ننشينند ما به طور انقلابي با آنها عمل مي كنيم


(امام روح‌الله/ صحيفه نور ج8 ص251)

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 20:3  توسط مهدی صنعتی   | 

گاهی وقت ها آدم چقدر سخت به مسایل نگاه می کند و آنها را برای خودش دست نیافتنی می بینید در حالی که خیلی ها این طور نیستند . مثلا همین کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری و صد البته رای آوردن در آن . حتما شما هم معترفید که مهم ترین دغدغه برای شرکت بعد از تایید صلاحیت رای آوری است و واقعا اصلی ترینش همین دومی است . این چند روز خیلی راحت متوجه شدم که چه قدر راحت می شود رای آورد . مثلا خودم را مثال می زنم ، بچه استان فارسم پس یکی دو میلیون این جا رای دارم  . طلبه هم هستم و در قم زندگی می کنم پس می شوید با احترام به دیگر کاندیداها 500 تا 600 هزار تا رای هم فقط تو استان قم دارم جالا در وطن طلاب گران قدر چه قدر رای دارم بماند. مسافرت های فراوانی هم به مشهد داشته ام و انصافا هر وقت به زیارت می روم حرم خیلی شلوغ است و شلوغ تر از خیلی جاهای دیگری که دیگران می روند . دوستان دانشجوی فعال و پر شوری در اقصی نقاط ایران هم دارم که با این حساب می شود روی حمایت جنبش دانشجویی هم حساب کرد . یا اصحاب رسانه و سایت های کشوری هم که ارتباط دارم پس این هم بحث پشتیبانی رسانه ای . تازه اگر داماد یک استان دیگر هم بودم که می شد همان شب اول انتخابات و تازه رای گیری تمام شده بروم و مصاحبه کنم که فردا بیایید میدان شهدا برای جشن پیروزی . کی به کیه ؟

یا کلیه ی شعارهای این چند ساله ی اخیر هم آنایی تمام دارم و دست یه شعارم هم خوب است . پیش خودمان بماند اعتماد به نفسم هم خوب است و می توانم مثل مرد بازی باخته را برده جلوه کنم و پر شور صحبت کنم و تکه کلامی هم در صحبت کردن ندارم . شما بگویید حداقل من نباید در انتخابات به دور دوم بروم ؟ تازه می شود اگر به دور دوم هم نرفتیم و با فاصله ی زیاد رای نیاوردیم هم گردنم را بلند کنم و بگویم چون من رای نیاورده ام انتخابات را باطل کنید . بعدش هم که دلیل خواستند یک نشت کلیات تحویل می دهم و می گویم ناظرهایم را در شمارش راه ندادند یا رای من را به اسم یکی دیگه خوندند یا تعرفه ی بدون کد ملی و اسم و نشون ریختند تو صندوق یا خیلی جاها تعرفه کم آوردند و بهشون نرسوندند و اونایی که نتوستند رای بدهند همه طرفدارای من بودند و اگه هم از من شماره صندوق و حوزه رای گیری را خواستد باز همون حرف ها را تکرار کنم .

جدا فکرش را بکنید؛ چرا من ؟ شما هم می توانید با این استدلال ها رای بیاورید . فقط کافی است لحظه ای درنگ کنید.

پ.ن (۱) : در همین رابطه این را بخوانید : این و این

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:51  توسط مهدی صنعتی   | 

اصلا قصدی برای وارد شدن به این اوضاع و احوال وبلاگی نداشتم چون که به جد معتقدم فضای بسیاری از وبلاگ نویسان از فضای جامعه در ایام انتخابات بسیار دور است که البته این خاصیت فضای اینترنت ایت ولی چه کنیم که هر وقت شاهد از غیب می رسد آدم نمی تواند کاری نکند . این متن و لینک ها را بخوانید بد نیست. احتمال دارد لیست دروغ ها را در این چند روز بیشتر کنم . لطف کنید سر زده و مشاهده فرمایید و حداقل اعلام انزجار . اگر دورغ گفتن برایتان زشت است و نه این که چه کسی دروغ بگوید .
 
خبرگزاري فارس: رئيس مركز آمار ايران در دولت اصلاحات عنوان كرد: آمار ارائه شده توسط مركز آمار در دوره فعلي صحيح بوده و ترديدي در آمار ارائه شده در آمار رييس جمهور وجود ندارد. حميدرضا نواب پور عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي و رئيس مركز آمار ايران در دولت اصلاحات در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس «توانا»، درباره آمار ارائه شده توسط مركز آمار در دولت نهم گفت: اين آمارها صحيح بوده و به اين سادگي نيست كه تعريف‌ها تغيير كند.
نواب‌پور افزود: مركز آمار نمي‌تواند آمارها را تغيير دهد و در اصل اطلاعات هيچ‌گونه ترديدي وجود ندارد.
نواب پور از ارديبهشت سال 1383 تا ارديبهشت 1385 مسئوليت رياست مركز آمار ايران و از سال 1375 معاونت اين مركز را به عهده داشته است.
 
این هم لینک ها :
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 17:34  توسط مهدی صنعتی   | 

اشاره : نمی دانم حمید داوودآبادی را چقدر می شناسید . همین قدر بدانید که تاریخ نگار لشکر ۲۷ محمد رسول الله است و دو اثر گران قدر دارد به نام های " همپای صاعقه " و " ضربت متقابل " که مربوط به مسایل مربوط به زمان فرماندهی حاج احمد متوسلیان و شهید همت است . این دو کتاب هم مورد عنایت شدید مقام معظم رهبری می باشند . فعلا درباره مناظره این دو بزرگوار - آقایان احمدی نژاد و موسوی - این را داشته باشید تا ببینیم چه می شود .این مطلبی که می بینید از ایشان است و در ارتباط با بخش مهمی از مناظره . لطفا کاملا آن را بخوانید .  حرف که برای گفتن فراوان است شما دعا بفرمایید که ما پایمان به قم برسد تا به روز کنیم با مطلب تولیدی .

"ميرحسين موسوي " نخست وزير دهه 60 جمهوري اسلامي كه نقشي مستقيم و تاثير گذار در 8 سال جنگ تحميلي داشت، در مناظره تلويزيوني خود با "محمود احمدي نژاد " رئيس جمهوري اسلامي ايران، اظهاراتي درباره بخش بسيار مهمي از تاريخ دفاع مقدس ايراد كرد كه تا به امروز، به دلايل بسيار از سوي طيف فكري ايشان مورد حذف و سانسور قرار گرفته است.
البته آقاي ميرحسين به خيال خود، با زيركي خواست تا با ذكر خاطره اي منسوب به حضرت امام خميني (ره)، مسئله هولوكاست را كه در سال هاي اخير توسط دكتر احمدي نژاد مطرح شده و آتش به خرمن صهيونيست ها زده، رد كرده و ادامه مقابله با تحركات صهيونيست ها را بي فايده جلوه دهد!

*آنچه مطرح شد

ميرحسين موسوي مدعي شد:
"من جا دارد كه يك خاطره اي از حضرت امام دراينجا نقل بكنم.
يك موقعي اسراييلي ها آمدند و حمله كردند به جنوب لبنان و در داخل كشور همه به اين اتفاق رسيدند كه ما بايد نيرو بفرستيم و به اصطلاح اسراييلي ها را بيرون كنيم و كنار لبناني ها بجنگيم.
آن موقع "شهيد همت " هم قرارشد كه رييس لشكرهايي باشد كه قراربود بفرستند. نيروهايي را هم پيشاپيش اعزام كردند كه درلبنان بررسي كنند اين نيروها بايد در كجا مستقربشوند.
آن شبي كه فردايش قرار بود نيروها فرستاده بشود، بياد دارم كه جلسه روساي سه قوه بود و شهيد همت هم آمده بود. مرحوم حاج احمدآقا هم آمدند و گفتند كه خيراست اين بحث و بعد گفتند كه امام فرمودند راه قدس از كربلا مي گذرد يعني شما بپردازيد به جنگتان. چكارداريد به لبنان كه نيرو بفرستيد به آنجا . راه قدس ازكربلا بگذرد. "

*و اما اصل ماجرا

با پيروزي سپاهيان اسلام در عمليات بيت المقدس و آزادي خرمشهر، همه حاميان صدام كه او را در حال شكست و سقوط مي ديدند، به اتفاق طرحي ريختند تا ايران را از ادامه جنگ و عمليات عليه صدام منحرف كنند.
پس از تهاجم اسرائيل به لبنان كه بهانه آن نيز ترور "شلومو آرگوف " سفير رژيم صهيونيستي در لندن توسط گروه تروريستي "ابونضال " بود (البته 9 ماه بعد "نايف روزان " سر تيم اين گروه تروريستي در دادگاهي در لندن اعتراف كرد كه اين عمليات براي نجات رژيم صدام و توجيه حمله اسرائيل به لبنان بوده است)، هدايت كنندگان مستقيم جنگ و مسئولين اصلي آن از جمله حجت الاسلام "علي اكبر هاشمي رفسنجاني "، مهندس "ميرحسين موسوي " نخست وزير، و "محسن رضايي " - كه آن زمان نه دكتر شده بود و نه سردار - در اقدامي كاملا عجولانه و شتابزده، تصميم گرفتند تا نيروهاي ايراني را به لبنان و سوريه اعزام كنند. گروهي از نظاميان و سياسيون از جمله "احمد متوسليان " فرمانده وقت تيپ 27 محمدرسول الله (ص) و شهيد "علي صياد شيرازي " جهت بررسي اوضاع به لبنان رفتند و پس از بازگشت و ارائه گزارشات اوليه، صدها تن از نيروهاي رزمنده تيپ محمد رسول الله (ص) سپاه و تيپ تكاوران ذوالفقار ارتش را به سوريه اعزام كردند كه فرماندهي آن نيروها با حاج احمد متوسليان بود.
مدتي بعد حاج احمد متوسليان به همراه وزير امور خارجه وقت "علي اكبر ولايتي " به تهران آمد و گزارشات خود را به سران مملكتي ارائه داد.
هنگامي كه سران مملكتي گزارش هاي تهيه شده از اوضاع و احوال لبنان و اين كه سوريه اجازه تحرك و عمليات نمي دهد، را به امام ارائه دادند، ايشان پس از استماع گزارش‏هاى آنان، با تندى اعلام كرد كه نيروهاى اعزامى به لبنان سريع به ايران بازگردانده شوند. امام اين مسئله را گوشزد كرد كه اين توطئه‏اى صهيونيستى - بعثى براى متفرق ساختن نيروهاى رزمى و نجات عراق از حملات ايران بود و جبهه اي از تهران تا لبنان مقابلمان گشوده اند و بايد به سرعت جلويش گرفته شود.
امام در سخنان عمومي خود در تاريخ 29 خرداد 1361اين گونه فرمودند:
"(آمريكا) يك توطئه ديگرى عميق‏تر اجرا كرده است كه در اين توطئه، ماهم يك قدرى بازى خورديم و آن اين است كه يك نكته‏اى كه پيش ما خيلى بزرگ است و ما نسبت به آن حساسيت زياد داريم، آن غائله را پيش آورد تا اين‏كه ملت ما را از آن مطلبى كه در كشور خودش مى‏گذرد و از آن جنگى كه در كشور خودش مى‏گذرد، غافل كند. قضيه‏ هجوم، اسرائيل به لبنان.
آمريكا مى‏دانست كه ما و ملت ما نسبت به لبنان حساسيت داريم و نسبت به اسرائيل هم از آن طرف حساسيت داريم. اين دام را آمريكا درست كرد يعنى آن نوكر خودش را فرستاد به اين‏كه حمله كند به لبنان و آن همه خسارات وارد كند و آن همه جنايات. و ما مى‏دانيم كه اگر ميليون‏ها جمعيت را از بين ببرند و يك مطلبى براى آمريكا حاصل بشود، و يك نفعى برسد، مى‏گويد همه بروند از بين. اين را ما از ابر قدرت‏ها شناخته‏ايم. آنها در فكر اين نيستند كه در لبنان به زن و بچه مردم و به بلاد اين مستمندان و بيچارگان چه مى‏گذرد، آنها دنبال اين هستند كه صدام را در اين طرف سرجاى خودش نگه دارند و ايران كه در نظر آن‏ها خيلى اهميتش بيشتر از لبنان و جاهاى ديگرى است، براى آنها محفوظ بماند. "
حال آنچه اين جا مهم مي نماياند، گذشته از تحريف اين بخش مهم تاريخ انقلاب اسلامي توسط ميرحسين موسوي، سعي و تلاشي است كه براي حذف نام و ياد حاج احمد متوسليان - كه در همان ماموريت در تاريخ 14 تيرماه 1361 در شمال بيروت به همراه "سيدمحسن موسوي " سرپرست سفارت ايران در بيروت و "كاظم اخوان " عكاس و خبرنگار و "تقي رستگار " به اسارت فالانژيست ها مزدوران اسرائيل درآمدند و تا امروز هيچ خبر موثقي از آنان به دست نيامده است - صورت مي گيرد.
اولا اين كه جلسه اي كه امام "راه قدس از كربلا مي گذرد " را مطرح نمودند، بر خلاف ادعاي آقاي موسوي، هنگامي است كه نيروهاي ايراني در سوريه و لبنان مستقر شده بودند نه قبل از اعزام آنها. يعني بعد از آن كه آقاي موسوي و همفكرانش كار خود را عملي كرده بودند.
دوما آقاي موسوي در ذكر خاطره خود، شهيد "محمدابراهيم همت " را فرمانده نيروهاي اعزامي به لبنان معرفي مي كند.
شايد تصور شود كه ايشان دچار اشتباه شده اند.
اولا خاطره اي كه ايشان ذكر كردند آن چيزي نيست كه رخ داده است.
دوما اين كه پيش از موسوي، آقاي هاشمي رفسنجاني در كتاب و يادداشت هاي به اصطلاح روزانه خود - كه كاملا امروز براي ديروز نوشته شده اند و صد البته با در نظر گرفتن همه جوانب احتياطي و مصلحت انديشانه! - همين وظيفه را انجام داده است.
آقاي رفسنجاني در كتاب "پس از بحران " صفحه 140 خود مي نويسد:
"چهارشنبه 26 خرداد 1361
آقاي محسن رفيق دوست و آقاي ابراهيم همت از لبنان آمده بودند. وضع آنجا را توضيح دادند و گفتند كه به موفقيت نيروهاي لبناني اميدوارند. "
و اين در حالي است كه شهيد همت آن زمان در سوريه بود و سرپرستي نيروهاي اعزامي را برعهده داشت و اين فقط حاج احمد متوسليان بود كه به تهران و نزد مسئولين آمد و گزارش داد.

*علت چيست؟

1 - حذف كامل نام و ياد و نقش سردار دلير حاج احمد متوسليان.
2 - مصادره شهيد همت به نفع خود. همسر شهيد همت از حاميان ميرحسين موسوي است و البته خانواده شهيد همت از حاميان دكتر محمود احمدي نژاد.
3 - تبرئه كردن خود و همه كساني كه مرتكب آن خطاي بزرگ شدند و نيروها را عجولانه به لبنان اعزام كردند كه كم ترين ضرر آن براي ما، اسارت چهار عزيزي بود كه تا امروز خانواده هايشان چشم انتظار نشسته اند ولي خبري از آنها باز نيامده است.
و البته ضرر بزرگ تر آن اين بود كه در طى اين مدت، اسرائيل و عراق به اهداف اوليه خود نائل شدند. اسرائيل وحشيانه تا بيروت پيش‏روى كرد و به قتل و غارت شيعيان و فلسطينيان پرداخت. عراق نيز از فرصت پيش آمده و ركود جبهه‏هاى نبرد بهترين بهره را برد و با استفاده از كارشناسان نظامى شرقى و غربى، ديوار دفاعى عظيم، دژهاى متعدد و موانع مختلف در منطقه شلمچه و در مسير بصره ايجاد كرد، كه با اين تلاش‏ها، عمليات رمضان از جانب ايران را كه در تير ماه سال 1361ه.ش (ژوئيه 1982م) يك ماه پس از آزادى خرمشهر در منطقه شلمچه انجام شد، با شكست مواجه كرد؛ چرا كه رزمندگان اسلام با موانعى رو به رو شدند كه طى يك ماه گذشته و با سرعت تمام احداث شده بود و اين برترين سودى بود كه در اثر حمله‏ اسرائيل به لبنان، نصيب رژيم بعثىِ صدام شد.
4 - پوشاندن اين خطا كه آقايان خود سر و قبل از مشورت كامل با امام اقدام به آن كار كرده اند.
5 - تحريف تاريخ درست به شيوه اي كه در كتاب هاي اخير و به اصطلاح يادداشت هاي روزانه شاهد هستيم.
6 - موجه جلوه دادن خود و انداختن مسئوليت ناكامي ها و شكست ها به گردن امام. چون آقاي موسوي ذكر نكردند كه اين نيروها با اجازه امام اعزام شدند يا نه؟
7 - و متاسفانه، سعي در فرعي، بي ارزش و غير لازم جلوه دادن حمايت جمهوري اسلامي ايران از انتفاضه فلسطين و مقاومت لبنان؛ و اين درست همه آن چيزي است كه جنايتكاران آمريكا - كه وظيفه تامين بمب ها و سلاح سنگين رژيم صهيونيستي را براي قتل عام مظلومان و بي پناهان لبنان و فلسطين برعهده دارد - مدعي است كه ايران براي برقراري ارتباط تنگاتنگ با غرب و بوِيژه آمريكا، بايد حمايت عملي خود را از لبنان و فلسطين قطع كند و اين چيزي نيست جز تامين امنيت صهيونيست ها براي انجام عملياتي به مراتب شديدتر و سنگين تر از آنچه تا كنون رخ داده، براي تصاحب همه خاك فلسطين و محو كامل حزب الله لبنان.

پ. ن (۱) : یکی از بزرگواران وبلاگ نویس کازرونی که از تیر غضب ما - حذفوبلاگ هایی در بخش خبرخوان - رهایی نیافته مطلبی نوشته است با عنوان " در حاشیه مناظره دیشب احمدی نژاد و موسوی " . بسیاری از گفتنی ها را هم مرقوم فرموده اند . بسیار خواندنی است . من که حظ کافی را بردم . شما هم بخوانید .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 17:19  توسط مهدی صنعتی   | 

 ... و رایتکم 
هر قوم نشانه ای دارد و بیرقی ؛ که نشان اعتقادات اوست . اصول ، اهداف و هر آن چه دارد را بر آن نگاشته می بیند ؛ پس بیرق خلاصه ی همه آن چیزهایی است که نگاشتنی است . 
فلا تمیلوها 
در منازعات قومی این سو و آن سو داعیه دارند اما نگاه به او اشتراکات را بیاد می آورد پس عقیده ای در بیرق نقش بسته که فصل الخطاب است و آرامش بخش قلب سپاهیان ؛ دیدن هر باره ی او در میدان جنگ و ستیز ( تو خواه نظامی بگیر خواه فرهنگی ) دل را استحکام می بخشد . پیرامونش را نباید خلوت کرد چون او که نشان است و لا یتغیر ؛ و این سپاهیانند که با تقزب به او خود را می شناسانند . 
و تجعلوها الا بایدی شجعانکم و المعانعین الذمار منکم 
و اما بیرق دار ، دلاور مرد غیوری است که حمیت فوق العاده دارد ، ناموس سپاهیان بدست اوست ، او این توفیق را یافته که در سایه ی اعتقاد راسخش نگهبان بیرق امت باشد . او نیازمندان نگهبانی که در سایه ی این بیرق اند را هم نگهبانی می کند . 
فان الصابرین علی نزول الحقایق هم الذین یحفون برایتکم و یکتنفونها حفافیها و وراءها و امامها 
گرد وجود او کسانی خواهند ماند و ماندگار خواهند شد که جانشان را در طبق اخلاص قرار داده اند و بیرق را محافظت می کنند ، گو ابن که نشانه و بیرق کعبه ای است ؛ نشانه ی اعتقاداتشان ، که هفت بار ، نه ، هفتادبار بدورش طواف می کنند . چشم و گوش باز کرده اند که بیرق را جانشان را در دست دارد.این خیل سپاهیان صابرند ، هر چه بر سرشان نازل گردد ، آنان اند و عقیذه شان ؛ و چونان کوه ایستاده و پابرجا .
لا یتاخذون عنها فیسلموها و لا یتقدمون علیها فیفردوها 
دل از بیرق دار نمی کنند ، می دانند اگر عقب بیفتند عقیده شان را از دست خواهند داد ، و پیش از او نمی روند که بیرق دار را نباید تنها گذاشت .


برداشتی از خطبه 124 نهج البلاغه ، وطن امروز

 
********


نمی دانم که چرا هر کاری می کنم نمی توانم مردم کشورم را جز در اندیشه ها در چیز دیگری جدا از هم ببینم ، شاید کار سختی باشد اما رنگ رنگ کردن این ملت کار سخت تر و خطرناکتری است . مردم ما همه سبزند چرا که سرشار از نشاط و بزرگواری و کرامتند . همه سفیدند چرا که پاکی و بزرگواری و انسانیت از وجودشان می جوشد و سرخند چون غیورند و متعصب و نمی گذارند ذره ای از خاکشان را اجنبی حتی هوس اشغال کند . جسارت نشود ولی فکر می کنم بترین کار این دوره از تبلیغات رنگ به رنگ کردن مردم بود . عشق به میهن و پرچم عزیز کشورمان شاید که باید مانع از این کار می شد . 


********


امروز در مشهد ولوله ای برپا بود . مردی آمده بود از جنس مردم برای عهدی دوباره با مردم . باید می بودید و می دیدید جمعیتی را که یک صدا ایران را فریاد می زدند و پرچم پرافتخار کشورمان را در بابرش به اهتزاز در می آوردند . جمعیتی بسیار با عشقی فراوان برای اقتدار و به افتخار ایران . 


********
این روزها دارد به سرنوشت ساز ترین ایام تبلیغات که مناظره های تلویزیونی است نزدیک می شویم . برنامه هایی که سخنانی مبتی بر عدم تمایل برخی بر انجامش شنیده می شود . من که چون ایشان  معتقدم راه پس و پیشی دیگر برای کاندیداها نمانده است . بهتر است بیایند و به دور از هر شایبه ای کارشان را انجام دهند و در انتها همه به انتخاب ملت احترام بگذاریم .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 21:35  توسط مهدی صنعتی   | 

ایده ی راه اندازی نمایشگاهی با این موضوع و گستردگی که مطرح می شود سریع تقسیم کاری صورت می گیرد . عده ای در حال آماده سازی امکانات و عده ای دیگر در حال بررسی اجزا و مستند سازی آن ها . در هر دو سوی این ماجرا جلسات فراوانی برگزار می شود . گویی قرار است مدینه بازسازی شود که این قدر با وسواس و دقت نظر حتی متراژ کوچه های بنی هاشم و خانه ی حضرت زهرا هم برای مستند سازان مهم است . بحث های شیرین و جذابی که گاه نتیجه ای در بر ندارد و لذا دست به دامان علما می شوند . فکر کنم در حدود 100 ساعت بحث علمی و تاریخی و امکان سنجی فعالیت های فرهنگی برگزار شد و در دیگر سو نیز اوضاع بر همین منوال است . سخت است بخواهی از چیزی سخن بگویی که اثری از آن نمانده ایت ، نه نشانه ای ، نه تصویری و نه حتی ذهنی که آن ها را دیده باشد . نتیجه اما امید بخش است : همه ی آن چه که مشخص نبود تعیین گردید و آماده برای اقدام.

********

کار که به مرحله ی اجرا می رسد شاید تجربه ای جدید باشد برای دست اندرکاران و امتحانی برای مسوولین و خیرین شهرستان . حال که شیپور جنگ فرهنگی نواخته شده شناختن مرد از نامرد آسان می شود ، شاید سفره ای از سوی حضرتش پراکنده اند تا هر کس به اندازه ی لیاقتش از آن سعادت برچیند و در این مبان چه بسیار افرادی که خروار خروار برداشتند و چه بسیار افرادی که هیچ . راستش را بخواهید نظر کردگی چیزی نیست که همین طوری به دست آمده باشد ریشه در اعمال و نیات دارد و چه نظر کرده بودند آنان که در طول یک ماه و اندی ساختن نمایشگاه دل از همه چیز بریدند و آن را به عشق مادر سادات آویختند . سفره ای پهن شده بود به اندازه ی غیرت و درست کاری و صداقت مردمان کازرون که برچیده شد . خوش به حالتان ای جوانان فاطمیون .

********

روز افتتاحیه که می شود یکی را مامور می کنند که بر در خانه ی صدیقه ی طاهره آتش بگستراند ؛ آن هم چه کسی ، یکی از نوادگانش. نزدیکی های ورود مردم است که می بینند که زار زنان در کنار خانه ی مادرش نشسته است و هنوز انجام نداده است . نه این که مشکلی باشد نتوانسته است ، آخر کار راحتی نبوده است برای آن مرد ، فکرش را بکن کاری که نمادینش برای این جوانان سخت است و جانکاه ،آنان چگونه اصلش را انجام داده اند.

********

نمابشگاه که افتتاح می شود خستگی دست اندرکاران هم از بین می رود . سیل بازدیدکنندگان است که به سوی آن جا روانه می شود تا جایی که در یک شب حدود 7000 نفر به بازدید آن می آیند و این امر مکررا صورت می گیرد . تو گویی همه به دنبال گمشده ای می گردند . از همه قشر جامعه و با خاستگاه های فرهنگی متنوع . از با حجاب تا بی حجاب . در کنار هر بخش نمایشگاه عده ای هستند که توضیح می دهند درباره ی آن ها ، از سخنان رهبری در کردستان پیرامون وحدت شیعه و سنی اندکی گذشته است و چه زیبا دوستان در توضیح وقایع آن سخنان را عملی می کنند .

********

مادری دست در دستان دختر کوچکش از نمایشگاه بازدید می کرد و در کنار هر صحنه ای برای او توضیحاتی می داد و حب اهل بیت و بغض دشمنانشان را در قلب فرزندش به ودیعه می گذاشت . اگر این نمابشگاه یک فایده داشته باشد و آن انتقال سینه به سینه ی مظلومیت دخت رسالت ، شاید برای همه ی عمر دست اندرکاران کفایت کند . مگر نه این است که فرزند زهرای اطهر، رهبر عزیزمان فرمودند " هر کاری که با هنر آمیخته شد در تاریخ ماندگار شد " – نقل به مضمون – پس خوش به حالتان که ذهن های این همه بازدید کننده زین پس فاطمیه را با تلاش شما خواهند شناخت و بر اساس آن اشک خواهند ریخت .

********

در انتهای این ماتمکده ، نمایشگاهی برقرار است از کتاب هایی که به جرات می توان گفت در این رونق برگزاری نمایشگاه های کتاب در کازرون 80 درصد آنان تا کنون رنگ کازرون را به چشم ندیده اند ، در همه ی زمینه ها تربیتی ، تاریخی ، ادبی ، مذهبی ، عرفانی ، خانوادگی و کودکان . محصولات فرهنگی ارایه شده در نمایشگاه نیز این گونه اند . پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی بالاخره این نمایشگاه با صدایی بلند فریاد زد که این انقلاب جبهه ای فرهنگی دارد با محصولاتی متنوع و با کیفیت بسیار بالا در هر زمینه ای . ای کاش بر روی این بخش نیز تبلیغاتی صورت می گرفت تا بهتر استفاده می شد از آن .

 ********

از نهادی فرهنگی جز فرهنگ سازی فعالیتی نمی توان متصور شد که این مهم را دوستان کانون فرهنگی پیامبر اعظم (ص) – هیات مذهبی فاطمیون به درستی به اثبات رسانیدند .

-----------------------------

پ . ن (۱) : مطلب دیگری در ارتیاط با نمایشگاه در این جا  نوشته ام . بد نیست نظری بیندازید و بدهید .

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 6:44  توسط مهدی صنعتی   | 

چند روزی برای دیدن نمایشگاه کوچه های بی نشان که حاصل تلاش نیروهای مخلص و بی ادعای هیات فاطمیون است - که مدت هاست بخش اعظمی از فعالیت دینی شهرستان را بر دوش می کشند -  به کازرون آمده بودم که مقارن شد با آغاز فعالیت های انتخاباتی کاندیداها در کازرون . حالا بماند که هر کاندیدایی چه تعداد ستاد راه انداخته و برخی هم در صدد گرفتن نمایندگی کاندیداهای مختلف در کازرون می باشند ولی از همه ی این ها درگذر ماجرایی است که برای ستاد آقای احمدی نژاد در کازرون روی داد .

اول باید این نکته را بگویم که از آن جا که وضعیت ستاد آقای احمدی نژاد در این دوره با دوره های قبل تا الآن که تغییر چندانی نداشته و هر چه هست همان نداری دوره ی قبل است و احتمالا برای خرج های ستاد باید روی کمک ها و ایثارهای علاقه مندان به ایشان حساب کنیم ، من به شخصه دوست داشتم که ستاد در جای قبلی خود باشد یعنی همان فلکه ی سینما ، ولی خب دیگر دوستان به علت استراتژیک بودن میدان شهدا پیگیری هایی را انجام داده بودند و به نتیجه هم رسیده بودند که به یک باره سیل تماس ها آغاز شد از جاها و با گرایش های مختلف ، برخی با دیدگاه خیر به دلیل نوع آن مکان با استفاده از ان مشکل داشتند و برخی نیز با زبان تهدید حرفشان را می زدند . نیم روزی طول کشید تا بازهم به کوتاه بودن دیوار رییس جمهور محبوبمان پی ببریم . تلفن های فراوانی با مسوول آن جا شده بود و حتی گویا تهدیدهایی هم شده بود و البته برخی از مسوولین هم موش هایی دوانیده بودند تا بالاخره آن شد که کلید را تحویل دادیم و برگشتیم سرجای اولمان .

برایم جالب بود که چقدر راحت می شود تهدید کرد و سلب آسایش نمود و حرف را بر کرسی نشاند تازه گویا وقتی طرفت احمدی نژاد باشد این کار راحت تر هم می شود . به هر حال ستاد مردمی دکتر محمود احمدی نژاد همان جای سابق است : میدان سینما . جایی که نمایندگان برخی از کاندیداها برای گرفتن آن جا با رقم هایی سرسام آور اقدام کرده بودند ولی دوستان با مبلغی بسیار کمتر از آن ارقام آن جا را احیا کردند . شاید باید پیروزی دوباره ای را در آن جا جشن گرفت .

------------------------------------------------------------

پ . ن (1) : در رابطه با نمایشگاه کوچه های بی نشان حرف گفتنی فراوان دارم که یکی بر اساس سهمیه در سایت کازرون نما خواهد بود و دیگری در وبلاگم .

پ . ن (2) :  سخنان احمدی نژاد در اجتماع 20 هزار نفری دانشجویان حامی اش - که احتمالا این ها را هم با اتوبوس آورده اند و برای گرفتن پول نفت و صد البته قابلمه به دست - را حتما بخوانید . نکته های ناب فراوان دارد . این جا  و این جا  و این جا و این جا و گزارش تصویری اش هم این جا و این جا 

پ . ن (3) :  در وبلاگ دوستی  گران مایه نظری گذاشته ام از سر مزاح و البته یادآوری اقدامات دولت و بلافاصله برای ایشان با نظر خصوصی موضع خود را گفته ام ولی گویا هستند دوستانی که علاقه مندند عصبانیت من را ببینند . من که شاد می شوم از این علاقه مندی آنان با خنده های مکرر.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 7:14  توسط مهدی صنعتی   |