1. نمي دونم شده كه بعضي وقت ها با ديدن و يا خوندن سرگذشت برخي آدم ها تو يه خلسه ي عميقي فرو بريد كه : اي خدا ، اينا كي بودند و ما كي هستيم ؟ يعني مي شه آدم اين جوري بشه ؟ اون وقته كه لرزشي وجودتون رو فرا مي گيره ، اين حالت رو خيلي دوست دارم چون به نظرم از ناب ترين اتصالات وجودي آدماست . مدتي است اين قدر از اين تذكر ها و انذار ها و افسوس ها جلوي چشمم اومده كه واقعا مي دونم براي خلاف اين مسير حركت كردن هم ديگه سر سوزني حجت برام مونده چه برسه به غفلت !
2. به نظرم كه مشكل ما آدم ها و في الواقع دين داري امثال ماها اينه كه دين رو شايد بيشتر تو حوزه ي فردي مي بينيم . يعني همين نماز و روزه و ... . اصلا اين طور نمي بينيم كه اين دنيا بر مدار علت و معلول هاست و هر كاري كه بكني هر چند كوچك روي همه دنيا اثر مي ذاره . خيلي كم پيدا مي شه بين ماها كه مثلا نوع صحبت كردنش رو موثر در نوع نماز خوندنش ببينه و يا نوع عبادت كردنش ؛ يا اين كه اصولا برامون دغدغه اي وجود داره كه سعي كنيم براي رسيدن به كمالاتي كه فقط ما شايسته ي رسيدن به اون ها هستيم اين قدري كه براي تامين معاشمون كار مي كنيم انگيزه و دغدغه داشته باشيم ؟
3. رو راست بگم ، هر جا مي شينيم و بلند مي شيم از كامل ترين بودن دينمون حرف مي زنيم و بهش مي باليم ولي باورمون نمي شه كه اون ديني كامله كه براي همه ساحت هاي زندگي ما دستورالعمل داشته باشه و از اون بدتر خصوصيات دينمون رو بر اساس باورهاي خودمون تعريف مي كنيم تا يه وقت اين دينه دست و پامون رو نبنده نتيجه اش اين مي شه كه مثلا مثل همين دوست هم شهري مون به انگيزه هاي سياسي مطلب مب نويسيم كه يعني چه كه روحاني ها بخوان بيان تو مدارس و تبليغ كنن ؟ بعني من حاضرم دين قلابي به بچه هاي مردم داده بشه ولي با يك طلبه ي فاضل و دردمند اين ها ارتياط نداشته باشن! هيچ وقت يادم نمي ره اون دانش آموزي رو كه برام تعريف مي كرد كه معلمش سر كلاس اونا رو به عمل غير شرعي خودارضايي تشويق كرده كه يك بارش كه ضرر نداره و يا اون يكي كه انبوهي از شبهات ذهني اش رو به خوردشون داده و يا نه اون معلم بزرگوار خودمون كه در مقابل سوالات بچه ها دست و پا مي زد و نمي تونست جواب بده و ضعف خودش رو به كتاب نسبت مي داد . ببين چه قدر خطرناكه كه آدم دينشو نشناسه و يا سيستماتيك نبينه . اصلا پيش خودش شايد داشته دلسوزي مي كرده ولي نمي فهمه كه اي بابا داري جلوي يه معروف بزرگ رو مي گيري . باور كن در ميان اين همه معلمين دلسوز هستند تعدادي هم كه حتب خودشان هم نياز به همبن طلبه هاي جواني دارند كه دردمندانه زحمت آن سوال هاي بجا و نا بجا را به جان مي خرند تا پاسخي باشند براي دلمشغولي هاي نوجوانان شهرمان .
ما كه كاري جز افسوس خوردن نداريم ، اين هم روش . افسوس براي ديني كه خيال مي كنيم به آن پايبنديم و كارمان را به پايش مي نويسند و افسوس براي خودمان كه فكر مي كنيم آن چه باور داريم عين حقيقت است حتي اگر دين با آن مخالفت كند ، اينه كه مي گم به دينمون باور نداريم .
در هر حال ببخشيد از منبرمان . يا حق
-------------------------------------------------------
پ . ن (1) : مردم از بس ننوشتم . امروز هم اگر نبود تشويق ها و انگيزه دهي هاي عزیزی شايد اين را هم نمي نوشتم .
پ . ن (2) : مخاطب اول اين مطلب خودم هستم اليته ديگر مخاطب را همه مي شناسند .
پ. ن (3) : مي دانم كه لينك دادن به ايشان از جانب من را حتي خودشان نمي پسندند به دليل شائبه هايي كه ممكن است پيش آيد ولي اين مطلب هم خواندني است فراوان .
پ. ن (4) : دعا كنيد خدا توفيق دهد و مشكلي پيش نيايد تا در روز دوشنبه اينده يك خبر خوب را به شما بدهم . البته درباره شهرستان است . منتظر باشيد .
سال 1385 و در اولين ماه هاي وبلاگ نويسي ام در " انديشه وب " به مناسبت روز جهاني وبلاگ مطلبي را با همين عنوان نوشتم . امروز كه ديدم وبلاگ خوب " معلم " اين روز را تبريك گفته است بد نديدم تا آن مطلب را بار ديگر در معرض نقد قرار دهم . يا حق
امروز , روز جهانی وبلاگ است. این امر حتما برای وبلاگ نویسان مسئله ی مهمی است که برای زیباترین مخلوقشان که او را تربیت و اداره می نمایند در سطح جهان , روزی باشد به گرامیداشتش . راستش نمی دانم در مورد این موجود زنده !!! چه بگویم لکن می دانم فرصتی است برای « شدن » خواسته ها و مکنونات ذهنی و قلبی مان . راستش را بخواهید وبلاگ نویسی روز به روز دارد فراگیر تر می شود و این در حالی است که هنوز مدت زیادی از عمر بلاگری چون « بلاگفا » نمی گذرد و تعداد پست هایش دارد به 4 میلیون می رسد. یادم نمی رود روزهای اولی که این بلاگر راه افتاده بود و دوست عزیزی وبلاگ بصیرت را بدون هیچ اخطاری و حتی مشابهت اسمی کوچکی به راحتی ثبت نمود . شاید این همه توجه به وبلاگ نویسی در ایران از این رو باشد که جایگاهی برای این اظهار نظرهای بعضا کارشناسانه در جامعه ما تعریف نشده باشد و از این روست که عده ای با استفاده از این فضای مجازی و رایگان نظرات خود را ابراز می دارند ، اما واقعا اگر این است چرا برخی که هم روزنامه نگارند و هم از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردارند پا به این عرصه نهاده اند ؟؟؟ به نظر من این مورد شاید دلیل دیگری داشته باشد که البته جواب آن را شاید در مطلب بعدی من بیابید !!! خلاصه ، شیرینی وبلاگ نویسی و مدیریت دوست داشتنی ترین مخلوقت ، آن قدر زیاد هست که هر کسی را وسوسه کند حتی اگر رئیس جمهور و یا معاون سابق رییس جمهور سابق باشد .
روز جهانی وبلاگ بر همه دوستان وبلاگ نویس مبارک باد .

بالاخره تارنماي سبز هم برگزار شد و حالا ديگر خاطره اي شده است براي دوستان وبلاگ نويس و تجربه اي براي دست اندركاران تا اگر سال ديگر هم قرار بر راه اندازي باشد ضعف ها را بهتر بدانند و ديگر ميوه ي سر بسته نباشد . البته در رابطه با همايش " تارنماي سبز " مطلب مفصلي زا در همين امروز يا فردا خواهم نگاشت ولي گزارشي را كه از فعاليت 7 ماهه ي كازرون نما آماده كرده بودم تا در همايش بخوانم و متاسفانه توفيق نيافتم را در كازرون نما براي مطالعه بزرگواران گذاشته ام . ممنون مي شوم كه سري بزنيد و نظري . لينكش را همين پايين گذاشته ام :
۱. نوشتن آن هم بعد از مدت ها برای وبلاگی که به منظور بیان دغدغه هایت بوده به زبانی که اولین انتخابت برای این مهم بوده شاید کمی هم برای خودم و هم برای شما عجیب باشد . در این مدت مناسبت های بسیاری بوده که از دست داده ام و نتوانسته ام آن گونه که باید حق مطلب را ادا نمایم با این که تلاش برای عرضه آن چه لیاقت شهرستانمان باشد به همراهی بزرگواران دوست در جای دیگری و برای همه این اتفاقات صورت گرفته شاید عذری باشد از برای این مهم ولی بی شک این را جبران نخواهد کرد . ممنونم از آنان که برای دیدن مطلبشان خبرم می دادند و شرمنده ام می ساختند .
۲. عزیزانی که آخرین مطلبم را خوانده اند باید این قسمت را به یاد داشته باشند که گفته بودم " بی شک برای تصحیح این نوع نگرش و نگاه حداقلی به مقوله فرهنگ اسلامی مقالاتی از این دست و حتی ساعت ها سخنرانی و مباحثه راه به جایی نخواهد برد بلکه چه بسا بر گره کار خواهد افزود و لذاست که باید در صدد اصلاح رویکردها و راه های درونی نمودن باورهای صحیح بود و این مهم جز از راه مطالعه و تفکر میسر نخواهد شد و چه زیباست که یکی از عوامل رشد شاخص های فرهنگی بودن یک شهر نیز همان سرانه ی مطالعه و میزان دسترسی شهروندان به اندیشه ها که کتب مظهر تبلور آنانند ، می باشد . " ، حال گویا بر گره کار افزوده است و اندکی سبب رنجش خاطر شده است . امید که با توضیحاتی که ارایه شده است حل شده باشد .
۳. این محرم که به کازرون آمدم افتخار هم کلامی و دیدار عزیزانی را از جمع وبلاگ نویسان هم شهری خداوند نصیبم کرد که شاید شیرینی اش هنوز باقی باشد . شرمنده که نشد بیش از این از وجودشان فیض ببرم و بسیار کوتاه و در شرایطی سخت بود .
۴. نمی دانم که اصولا چرا ما باید دغدغه هایمان را مخلوط کنیم با حرف هایی که هیچ تخصص و یا حتی سوادی در این رابطه نداریم . چه خوب می شد همان طور که خودمان بدمان می آید در تخصصمان فرد بی سواد – از حیث تخصص - نظر بدهد نسبت به تخصص دیگران هم این مهم را مورد توجه قرار می دادیم . فکرش را بکنید مثلا من بخواهم بروم عمل جراحی پیوند قلب را انجام دهم . اصلا تصورش هم خنده دار است چه برسد به جسارتش . قطعا هم خود ضایع می شوم و هم آن بیمار نفله . عرض خود می بری و ...
۵. دلم می خواهد که در این رابطه ها کم بنویسم ولی گویا آقای خاتمی هم برای کاندیداتوری در انتخابات پیش رو مصمم شده اند با این که از خیلی قبل معلوم بود . انتخابات جالبی خواهد شد . از یک سو کروبی ، خاتمی و البته شاید موسوی و از سویی دیگر به احتمال فراوان احمدی نژاد . کاندیداهای غیر مطرح را بی خیال شدم .
۶. این تلویزیون فارسی بی بی سی هم که راه افتاده است . اصولا در میان مطالب که در این باره منتشر شده است این مطلب را دقیق تر و بهتر دیدم . شما هم ببینید بد نیست .
۷. به طور موازی در این جا مترصد تهیه ی چندین نگاه ویژه هستیم که به فضل الهی در زمان مقتضی تقدیم خواهد شد . برخی از آن ها برای اولین بار است که منتشر می شود . فکر می کنم کارهای جالبی شده باشد . امید است که مقبول افتد . باقی بقای عزیزان بزرگوار .
امروز دکتر احمدی نژاد پس از شیراز به کازرون آمد و در جمع مردم پرشور و انقلابی کازرون به صحبت پرداخت و کازرون را " از مهدهای پرورش ایران زمین و جایگاه عالمان و مجاهدان خواند " و در ادامه بر دیدگاه های سیاسی خود بر برتری اسلام و شکست ابر قدرت ها در پرونده ی هسته ای پافشاری نمود . او البته این بار هم چون همیشه و همه سفرهای استانی اش با دستانی پر برای مردم کازرون آمده بود و به آنان وعده ی "اختصاص بودجه 80 میلیارد تومانی از منابع و تسهیلات ارزان قیمت برای بنگاه های اقتصادی زودبازده در شهرستان کازرون داد و گفت: در جلسه استانی هیات دولت سه منطقه نمونه گردشگری، مطالعه واحداث شهرک صنعتی برای جوانان کازرون ، طراحی و آغاز عملیات سد نرگسی، اختصاص بودجه برای بهسازی راه ها، تکمیل، توسعه و ارتقا سطح دانشگاه ها و ساخت دو سالن ورزشی مجهز مخصوص دختران و پسران در شهرستان کازرون به تصویب خواهد رسید. " البته قبل از آن هم حضرت آیت الله بنیادی امام جمعه محترم شهرستان و دکتر محمد صادقی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی کازرون به بیان مشکلات شهرستان پرداخته بودند و درخواست های خود را از هیات دولت مطرح کرده بودند که مشروح صحبت های ایشان را در اینجا و اینجا می توانید ببینید . البته درخواست های مسوولین شهر از هیات دولت بسیار بیشتر از این بود که مواردی چون " ارتقاء دانشگاه پیام نور و مرکز آموزش عالی شهرستان " قبلا تا حدودی انجام گردیده بود و برخی چون " پالایشگاه نفت در خشت و دانشگاه علمی کاربردی و ... " هم مسکوت ماند . همه ی این ماجراها و سفر ایشان به کازرون برای فعالین ستاد انتخاباتی ایشان عمل به وعده ای بود که در مکالمه تلفنی خودشان با این عزیزان در همان موقع به آنان داده بودند و ایشان با سفر به شهرستان به همراه هیات دولت آن رابه انجام رسانیدند . خوب است ما هم این تلاش را ارج نهاده و ایشان را در راه خدمت به مردم کشور یاری رسانیم .
تا بعد